مدح گستر

مترادف‌ها

ستایشگر، تعریف‌کننده

متضادها

نکوهش‌گر، مذمت‌کننده

لغت نامه دهخدا

مدح گستر. [ م َ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) مَدّاح:
این کعبتین بی نقش آورد سر به کعبم
تا بر دو کعبه گشتم چون کعب مدح گستر.خاقانی.رجوع به مداح شود.

فرهنگ عمید

= مدیحه سرا

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه مدح بزرگی یا شیئی مهم را نشر دهد شاعر مدیحه سرای: این کعبتین بی نقش آورد سر بکعبم تا بر دو کعبه گشتم چون کعب مدح گستر. ( خاقانی )

جمله سازی با مدح گستر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یا بفرمان شرع می پاشد در دو رخسار مدح گستر خاک

💡 ازان به تیغ زبان شد جهان ستان صائب که مدح گستر عباس شاه ثانی بود

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران