راحت رسیدن
مترادفها
به آسانی رسیدن
متضادها
دشوار رسیدن، سخت رسیدن
لغت نامه دهخدا
راحت رسیدن. [ ح َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) آسایش یافتن. ( ناظم الاطباء ). آسودگی رسیدن. مقابل رنج رسیدن:
باری بچشم احسان بر حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت رسد گدا را.سعدی.گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج.( گلستان ).
فرهنگ فارسی
آسایش یافتن. آسودگی رسیدن. مقابل رنج رسیدن.
جمله سازی با راحت رسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون شمع گر به معنی راحت رسیدن است درس نشستن پی زانو روان کنید
💡 با انتخاب مسیرهای فرعی و دوری از ترافیک سنگین شهری، رانندگان میتوانند بسیار راحت رسیدن به مقصد نهایی خود را در زمان کم ممکن سازند.
💡 استفاده از قطارهای سریعالسیر باعث شده است که مسافران بتوانند برای سفرهای طولانی بین شهرهای بزرگ، بسیار راحت رسیدن به مقصود خود را تجربه کنند.
💡 اگر برنامهریزی دقیقی برای سفر خود داشته باشید، میتوانید بدون هیچ دغدغهای و بسیار راحت رسیدن به ایستگاه قطار را در ساعت مقرر تجربه کنید.