لغت نامه دهخدا
راح روح. [ح ِ ] ( اِخ ) لحنی است از سی لحن باربدی:
چو راح روح را در پرده بستی
ز رشکش زهره در پرده نشستی.میرخسرو ( از آنندراج ).
راح روح. [ح ِ ] ( اِخ ) لحنی است از سی لحن باربدی:
چو راح روح را در پرده بستی
ز رشکش زهره در پرده نشستی.میرخسرو ( از آنندراج ).
یکی ازالحان باربدی. توضیح ۱ - این نام صوره عربی است و در صورت صحت ترجمه از نام پهلوی است. این کلمه را بصورت (( راه روح ) ) هم نوشته اند.توضیح ۲ - در برهان قاطع نام لحن هفتم از الحان باربدی محسوب شده.
لحنی است از سی لحن بار بدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساقی به جام کرد دگر راح روح بخش گوئی دمید باز ز نوجان به می کشان
💡 بیا ساقیا در ده آن راح روح که یابم ز فیضش هزاران فتوح
💡 ای دریغا مرغ خوشالحان من راح روح و روضه و ریحان من
💡 بده پیاله ای از آب جانفزای شراب بیار جرعه ای از راح روح پرور می
💡 مرا راح روح اللهی دیگرست که روحم ازو بوده در پیکرست
💡 می نوش در صبوح تا بنگری فتوح کز روح راح روح آساید از حزن