رابی

لغت نامه دهخدا

رابی. ( ع ص ) فزون شونده و گوالنده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بر بلندی و پشته برآینده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

فزون شونده و گوالنده. یا بر بلندی و پشته بر آینده.

دانشنامه عمومی

رابی (ترنتینو). رابی ( به ایتالیایی: Rabbi ) یک کومونه در ایتالیا است که در ترنتینو واقع شده است.
رابی ۱۳۲٫۴ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۴۴۷ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با رابی

💡 تلاش‌های استفانی اغلب توسط رابی راتن خنثی می‌شود، اما نقشه‌های او هرگز بی اشتباه نیستند و همیشه با پیروزی استفانی به پایان می‌رسند.

💡 عدل معمارت چو نگذارد یکی ویرانه را هم نشاید جغد رابی خان وبی مان داشتن

💡 دیانتی، در دسامبر ۲۰۰۴ مدعی شد که با رابی ویلیامز ستارهٔ انگلیسی موسیقی پاپ روابط جنسی داشته‌است. اما این ادعای وی توسط ویلیامز و مدیر برنامه‌هایش به شدت رد شد.

💡 خط آزادی است سرو و بید رابی حاصلی سنگ افزون می خورد نخلی که شدپر بارتر

💡 از این رو اگر کسی رابی آن که خیری از او به شما رسیده باشد، دوست داشتید، بدو امیدوار باشید و اگر کسی را پی آنکه شری از او به شما رسیده باشد، دشمن داشتید، از ان بر حذر باشید.