لغت نامه دهخدا
خائض. [ ءِ ]( ع ص ) ( از: خوض ). دررونده در آب و جز آن. || دررونده در حدیث و مشتغل بدان. ( منتهی الارب ).
خائض. [ ءِ ]( ع ص ) ( از: خوض ). دررونده در آب و جز آن. || دررونده در حدیث و مشتغل بدان. ( منتهی الارب ).
۱. فرورونده.
۲. فرورونده در آب.
۳. فرورونده در امری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انه فی غفلة عن حاله خائض فی قیله مع قاله