حبل الورید

لغت نامه دهخدا

حبل الورید. [ ح َ لُْل وَ ] ( ع اِ مرکب ) رگ گلو. ( مهذب الاسماء ). رگ جان. رگ گردن. ( ترجمان جرجانی ). رگی است میان حلقوم و علبادین. رگ گردن و پی، میان کتف ساره. ( دستور اللغه ادیب نطنزی ). عرق فی العنق. ( معجم البلدان ):
ز بوی خلقش حبل الورید یافت حیات
ز فر لطفش حبل المتین گرفت بها.خاقانی.

فرهنگ عمید

رگ گردن، شاهرگ، رگ گلو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- رگ گردن رگ گلو (( زبوی خلقش حبل الورید یافت حیات زفرلطفش حبل المتین گرفت بها. ) ) ( خاقانی ) توضیح در قر آن سوره ۵٠ آیه ۱۵ آمده: (( و نحن اقرب الیه من حبل الورید. ) ) ( و مابدو نزدیکتریبم از رگ گردن ) ۲ - ورید وداج داخلی.
رگ گلو

جمله سازی با حبل الورید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترا اسرار چون حبل الورید است در این آیینه جانانت بدیده است

💡 آنچه حق است اقرب از حبل الورید تو فکنده تیر فکرت را بعبد

💡 چو شمع از پی آویختن حسود ترا بگردن اندر حبل الورید گشت رسن

💡 آنکه باشد اقرب از حبل الورید کس از این نزدیکتر چیزی شنید

💡 قرب حق نزدیک من حبل الورید تو جمالش را نه بینی بی بصر

💡 رشته حبل الورید از چنبر آن بگسلد گردنی کز چنبر حکم تو آرد سربدر

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز