لغت نامه دهخدا
جادر. [ ] ( اِخ ) ( به عبری مکان دیواردار ) دور نیست که همان جدور ( دوم صحیفه یوشع 12:13 ) باشد. ( قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به جدور شود.
جادر. [ ] ( اِخ ) ( به عبری مکان دیواردار ) دور نیست که همان جدور ( دوم صحیفه یوشع 12:13 ) باشد. ( قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به جدور شود.
مکان دیوار دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی که مرغ جان پرد از آشیان تن جادر بهشت قرب تو جوید نه در چمن
💡 بر در دیری رسیدم از مغان جمعی بدیدم ناله از دل بر کشیدم جادر آن محضر گرفتم
💡 از چه رو بر نیل ماتم زد لباس عافیت هر که جادر ساحت این نیلگون خرگاه کرد
💡 موجه کثرت نسازد گوشه گیران را ملول تنگ از دریا نگردد بر گهر جادر صدف
💡 از ازل آورده با خود پختگی صهبای من نیستم نارس که جادر خم چو افلاطون کنم
💡 محفل قدس و مقام انس و مرآت شهود صورت وهم و هوارا جادر این محفل چرا