لغت نامه دهخدا
( ثاقبة ) ثاقبة. [ ق ِ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث ثاقب: رأی امیرالمؤمنین بفطرته الثاقبة و فکرته الصافیة صرف الخاطر عن الجزع. ( تاریخ بیهقی 300 ).
( ثاقبة ) ثاقبة. [ ق ِ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث ثاقب: رأی امیرالمؤمنین بفطرته الثاقبة و فکرته الصافیة صرف الخاطر عن الجزع. ( تاریخ بیهقی 300 ).
( اسم ) مونث ثاقب آرائ ثاقبه.
رای امیرالمومنین بفطرته الثاقبه و فکرته الصافیه صرف الخاطر عن الجزع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «... این کلمه تحریف انگشت پهلوی است اگر سرایی یک ماسوره بهره (آب) دارد یک ثاقبه (سوراخ) کاوند یا دو سوراخ که باشد و هر چه بیشتر بود و ثقبهها بیش و بیشتر باشد و آب از آن ثقبهها (سوراخها) آن سو ریزد که اندازه ماسوره باشد که تختهای از چوب، سوراخ نمایند به اندازه (بنصری) (انگشت کوچک) که در آن نفبه (سوراخ) به صعوبت رود و برای سرکوچه جایی باشد که انگج نامند و این کلمه تحریف انگشت پهلوی است.»