تابه ماهی
مترادفها
ماهیتابه
لغت نامه دهخدا
تابه ماهی. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) ماهی که بعد از پختن در روغن بریان کنند. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( اسم )ماهیی که در تابه یا روغن سرخ کنند یا تابه ماهی زر. آفتاب خورشید.یا تابه ماهی نقل. تابهای که بر آن تنقلات مانند پسته و بادام را بو دهند.
جمله سازی با تابه ماهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرش با فر و زیبِ تاج شاهی است روان فرمانش از مه تابه ماهی است
💡 عجب دارم که از مه تابه ماهی تواند گفت کس وصفش کماهی
💡 برای پختن یک غذای لذیذ و سنتی، مادر من از یک تابه ماهی بزرگ و چدنی استفاده کرد تا طعم ماهیها کاملاً حفظ شود و با ادویههای مختلف مزهدار شوند.
💡 در رستورانهای ساحلی، استفاده از تابه ماهی مخصوص باعث میشود که مشتریان بتوانند طعم تازه و بینظیر ماهیهای صید شده از دریا را به خوبی تجربه کنند.
💡 اگر میخواهید پوست ماهی کاملاً ترد و برشته شود، حتماً از یک تابه ماهی با کف ضخیم استفاده کنید و حرارت شعله را در ابتدا کمی زیاد نگه دارید.