این واژه که مخفف «ابابیل» است، به پرندهای کوچک اشاره دارد که داستان آن در قرآن کریم نقل شده و در سوره فیل تنها یک بار ذکر گردیده است. این پرندگان به دستور خداوند برای مقابله با سپاه ابرهه که قصد خراب کردن کعبه را داشت، در آسمان ظاهر شدند و با پرتاب سنگ، سپاه دشمن را نابود کردند. داستان ابابیل از جمله قصههای باستانی و پرمعنای قرآن به شمار میرود و نقش این پرندگان نمادی از تدبیر الهی و حمایت خداوند از حرم امن الهی تلقی میشود. در منابع لغوی، تاریخی و تفسیری درباره ریشه و ماهیت دقیق واژه اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن را برگرفته از افسانههای بینالنهرینی میدانند. برخی دیگر بر این باورند که ابابیل نوعی پرنده واقعی بوده که شباهت زیادی به پرستو دارد و لانه خود را با سنگهای کوچک و گِل میسازد. علاوه بر متن قرآن، مشاهدات مردم در مناطق شمالی ایران نیز گویای حضور پرندگان مشابه ابابیل در طبیعت است. این واژه در نتیجه نه تنها به یک پرنده بلکه به نمادی از معجزه و حمایت الهی در تاریخ ادیان تبدیل شده است. این داستان نشاندهنده پیوند میان باورهای دینی، فرهنگ عامه و طبیعت است و اهمیت آن در ادبیات دینی و تاریخی مسلمانان محفوظ مانده است. بررسی و پژوهش درباره این پرندگان و نقش آنها در قصههای مذهبی، درک عمیقتری از فرهنگ و تاریخ اسلام ارائه میدهد و جایگاه ویژهای به این واژه بخشیده است.
بابیل
لغت نامه دهخدا
بابیل.( اِ ) پرستو. مخفف ابابیل و همان مرغی است که خدای تعالی ابرهه و سپاه او را که با پیلان برای خرابی خانه ٔخدا بمکه آمده بودند بدان مرغ بسنگ انداختن هلاک کردو در قرآن مجید در سوره فیل بدین نحو آمده است: «اَلَم تر کیف فَعل ربک باصحاب الفیل. اَلَم یَجعل کیدهم فی تضلیل. و ارسل علیهم طیراً ابابیل. ترمیهم بحجارة من سجیل. فجعلهم کعصف مأکول »؛ آیا ندیدی که چگونه کرد پروردگار تو بیاران فیل. آیا نگردانید حیله ایشان را در گمراهی و فرستاد بر ایشان مرغان را گروه گروه از ابابیل که می انداخت آنها را بسنگ از گل. پس گردانید آنها را مانند کاه خردشده. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ج 2 ص 580 ). مولوی نیز بدین حکایت تمثل کرده است:
در ضعیفی تو مرا بابیل گیر
هر یکی خصم مرا چون پیل گیر.مولوی ( مثنوی ).قوت حق بود مر بابیل را
ورنه مرغی چون کُشد مر پیل را؟مولوی ( مثنوی ).وآنچه آن بابیل با آن پیل کرد
وآنچه پشّه کله نمرود خورد.مولوی ( مثنوی ).
بابیل. ( اِخ ) جد سوم شیخ زاهد گیلانی. نام شیخ زاهد بنحوی که در صفوةالصفا مسطور است تاج الدین ابراهیم بن روشن امیربن بابیل بن شیخ پندار( یا بندار ) الکردی السنجانی است. و گویند مادرجدش بابیل از جن بوده. لقب زاهد را پسرش سید جمال الدین به جهاتی که در آن اختلاف است به او عطا کرد. ( تاریخ ادبیات برون ترجمه رشید یاسمی چ 1316 هَ. ش. ص 33 ).
فرهنگ عمید
= ابابیل
فرهنگ فارسی
مخفف ابابیل
جمله سازی با بابیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ضعیفی تو مرا بابیل گیر هر یکی خصم مرا چون پیل گیر
💡 نشنیدی که مرغک بابیل کشت با سنگ خُردِ خود صد پیل
💡 وآنچ آن بابیل با آن پیل کرد وآنچ پشه کلهٔ نمرود خورد
💡 قوّت حق بود مر بابیل را ور نه مرغی چون کُشد مر پیل را؟