بهروزی

لغت نامه دهخدا

بهروزی. [ ب ِ ] ( حامص مرکب ) نیک بختی. خوشبختی. سعادت. ( فرهنگ فارسی معین ). ترقی. روزبهی. خوشبختی:
به پیروزی و بهروزی، همی زی با دل افروزی
بدولتهای ملک انگیز و بخت آویز اخترها.منوچهری.ز پیروزی بدست آرد همه کام
ز بهروزی بچنگ آرد همه نام.( ویس و رامین ).به جنگ ارچه رفتن ز بهروزی است
گریز بهنگام پیروزی است.اسدی.مرا جمال تو هر روز عید و نوروز است
ز عید و نوروزم با فرخی و بهروزی.سوزنی.بهروزی و روزی ز فلک نتوان خواست
کان ریزه کشی ازدر روزی ده ماست.خاقانی.ای درت آن آسمان که از افق تو
کوکب بهروزی کرام برآمد.خاقانی.ای بلنداختر خدایت عمر بی پایان دهاد
هرچه پیروزی و بهروزی خدایت آن دهاد.سعدی.غبار راه طلب کیمیای بهروزی است
غلام همت آن خاک عنبرین بویم.حافظ.ز تقویم خرد بهروزیم بخش
بر اقلیم سخن پیروزیم بخش.جامی.صبوری مایه ٔفیروزی آمد
قویتر پایه بهروزی آمد.جامی.

فرهنگ معین

( ~. )(حامص. ) خوشبختی، سعادت.

فرهنگ عمید

نیک بختی، سعادت.

فرهنگ فارسی

نیکبختی خوشبختی سعادت.

ویکی واژه

خوشبختی، سعادت.

جمله سازی با بهروزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو بادی جهاندار، تااین جهان را به بهروزی و خرمی بگذرانی

💡 ای همیشه جان بدخواهان فکنده در بلا بر تو بهروزی و پیروزی همیشه مبتلا

💡 بر لب لعل خط سبز ترا پیروزی است بر زنخدان چو به خال را بهروزی است

💡 دست ‌دست توست‌ گیتی را به‌ پیروزی ستان روز روز توست، عالم را به بهروزی ‌گذر

💡 مریم بهروزی دبیرکل سابق جامعهٔ زینب معتقد است اصول‌گرایان سه طیف هستند:

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز