مراسل

مترادف‌ها

خبرنگار

لغت نامه دهخدا

مراسل. [ م ُ س ِ ] ( ع ص ) فرستنده. ارسال کننده.رسیل. ( از متن اللغة ). پیغام کننده. ( ناظم الاطباء ). نامه فرستنده. ( فرهنگ فارسی معین ). نعت فاعلی است از مراسلة به معنی برانگیختن و به رسالت فرستادن. رجوع به مراسلة شود. || پیروی کننده در کار. ( ناظم الاطباء ). رسیل. ( اقرب الموارد ): راسله فی عمله؛ تابعه، فهو رسیل. ( متن اللغة ). رجوع به رسیل شود. || زنی که در هر دو ساق وی موی بسیار و دراز بود. ( از منتهی الارب ). زنی که ساق هایش پرمو باشد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به مراسیل شود. || زن شوی مرده. ( مهذب الاسماء ). زنی که او را شوی وی جدا کرده باشد یا زن کلان سال یا زن شوی مرده. ( از منتهی الارب ). زنی که به سبب مرگ یا طلاق از شوی خود جدا مانده باشد. ( از متن اللغة ). || زنی که از شوی خود احساس طلاق کند و خود را برای شوی دیگری زینت کند و به وی پیام فرستد. و در آن زن هنوز جوانی باقی باشد. || زنی که به خطبه کنندگان نامه و پیغام کند. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || زنی که چند بار طلاق داده شده است و پروائی ندارد. ( از متن اللغة ). || زنی که سنی بر او گذشته باشد وهنوز باقیمانده ای از جوانی در وی باشد. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). والاسم: الرسال. ( متن اللغة ).
مراسل. [ م َ س ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُرسَل. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مرسل شود. || ج ِ مُرسَلَة است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مرسلة شود.

فرهنگ معین

(مُ س ) [ ع. ] (اِفا. ) نامه فرستنده، ج. مراسلین.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نامه فرستنده جمع: مراسلین.

ویکی واژه

نامه فرستنده؛
مراسلین.

جمله سازی با مراسل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نقلست که میان جنید و ابوبکر کسائی هزار مسئله مراسلت بود چون کسائی وفات کرد فرمود که این مسائل بدست کس مدهید و با من در خاک نهید جنید گفت: من چنان دوست می‌دارم که آن مسائل بدست خلق نیفتد.

💡 خواجه بر این وقوف یافت و از خطر اندیشید و در حال جوابی مختصر چنان که مصلحت دید بر قفای ورق نبشت و روان کرد. یکی از متعلقان واقف شد و ملک را اعلام کرد که فلان را که حبس فرمودی با ملوک نواحی مراسله دارد. ملک به هم بر آمد و کشف این خبر فرمود. قاصد را بگرفتند و رسالت بخواندند نبشته بود که:

💡 پست‌خانه‌‌های شهری: خدمات اخذه و توزیع مراسلات پستی را عرضه نموده و در بعضی نواحی صرف خدمات اخذه مکاتب رسمی، شخصی، پُست‌کارت (کارت پستال) و ایروگرام (نامه هوایی) را عرضه می‌دارد.

💡 اکنون غیر این تمنائی خاطر حزین را نیست و مایة سکون و آرام دل اندوهگین نه. لعل الله یجمعنی و ایاک، شرح این مقالات بتحریر مراسلات درست نیاید، شبی میخواهد و شمعی، فراغتی و جمعی، زیاده چه زحمت دهد همواره دیده بر وصول مکاتبات و رجوع مهمات است. والسلام

💡 شکر وسپاس منت خدای را که بار دیگر باب رحمت بر روی اهل اسلام گشود و نظر رافت بر تابعین سید انام انداخت و ملک اسلام را از وصمت انقلاب مصون ساخت. کار ملک و دین بکام شد، تیغ حرب و کین در نیام رفت. دل های رم دیده رام گردید، روزگار آشفته آرام پذیرفت. درهای مراودات از دو دولت باز و مرغان مراسلات در پروازند.

💡 در دوران‌های پیش از اختراع تلفن، مراسل یا نامه‌نگار وظیفه بسیار مهمی در انتقال اخبار و پیام‌های حیاتی بین پادشاهان و حاکمان سرزمین‌های مختلف داشت.

💡 این مراسل با دقت بسیار زیاد، تمام جزئیات گزارش‌های جنگی را در نامه‌های خود ثبت می‌کرد تا به درستی به دربار ارسال شوند.

💡 وظیفه اصلی یک مراسل در آن زمان، حفظ امنیت پیام‌ها و اطمینان از رسیدن صحیح و بدون تغییر اطلاعات به دست گیرنده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران