بلیت ورودی

مترادف‌ها

بلیط ورودی

فرهنگستان زبان و ادب

{entrance ticket, admission ticket} [گردشگری و جهانگردی] بلیتی که به شخص اجازۀ ورود به مکانی را می دهد

ویکی واژه

بلیتی که به شخص اجازۀ ورود به مکانی را می‌دهد.

جمله سازی با بلیت ورودی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بلیت ورودی این رویداد برای افراد زیر ۱۸ سال، بالای ۶۰ سال و دانشجویان (در صورت داشتن کارت بین‌المللی) رایگان بود.

💡 قبل از رفتن به نمایشگاه بزرگ کتاب، حتماً بلیت ورودی خود را از سایت رسمی تهیه کنید تا در صف‌های طولانی و خسته‌کننده پشت درها نمانید.

💡 قیمت بلیت ورودی برای بازدید از این موزه تاریخی بسیار مناسب است و ارزش پرداخت کردن را برای تماشای آثار باستانی و ارزشمند آن دارد.

💡 لطفاً بلیت ورودی خود را تا پایان مدت نمایش در نزد خود نگه دارید، زیرا برای خروج از سالن ممکن است دوباره از شما درخواست شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران