تحنی

لغت نامه دهخدا

تحنی. [ ت َ ح َن ْ نی ]( ع مص ) خمیده و کج گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). خمیده شدن و پیچیدن دست را. ( آنندراج ). || مهربانی کردن و بدو درآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). مهربان شدن بر کسی.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( از ناظم الاطباء ). تحنن: تحنی علیک النفس. ( اقرب الموارد ).
تحنی ٔ.[ ت َ ] ( ع مص ) تحنئة. رجوع به تحنئة و تحنؤ شود.

فرهنگ معین

(تَ حَ نّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - مهر ورزیدن. ۲ - خمیده شدن، کج گردیدن.

فرهنگ عمید

۱. کج شدن، خمیده شدن.
۲. مهربانی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- مهر ورزیدن. ۲- خمیده شدن کج گردیدن.

ویکی واژه

مهر ورزیدن.
خمیده شدن، کج گردیدن.

جمله سازی با تحنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن روز که کم باشد آن ممتحنی از کوه پلنگ آری و در من فگنی

💡 ز امتحان تو اهل هنر شده عاجز هنر نموده بتو عاجزی و ممتحنی

💡 برهانِ منقبتی بنیانِ منفعتی بنیاد مکرمتی فریاد ممتحنی

💡 ای چنگ، سرافگنده چو هر ممتحنی در پای کشان زلف چو محبوب منی

💡 ای دل چو در وطنی یاد آر صحبت ما آخر رفیق بدی در راه ممتحنی

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز