بیرو. ( اِ ) پیرو. کیسه و خریطه زر و پول و غیر آن. ( برهان ). کیسه و خریطه را گویند که در آن زر و امثال آن نهند. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به پیرو شود.
بیرو. ( ص مرکب ) ( از: بی + رو ) بیشرم. پررو. کنایه از مردم بی انفعال و بی آزرم و کسی که سخنان ناخوش به روی کسی میگوید. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). کنایه از مردم بی انفعال و آزرم که سخنان ناخوش بر روی آدمی گویند و از بدی شرم نکنند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). بی مروت. ( غیاث ). بی حیا. بی چشم و رو. رجوع به رو و ترکیبات آن شود.
۱ - (اِمر. ) کیسه، کیسة پول. ۲ - (ص مر. ) بی شرم، پُررو.
۱ - ( صفت ) بی آزرم بیشرم پر رو بی چشم و رو. ۲ - ( اسم ) کیسه کیس. پول.
پیرو. کیسه و خریط. زر و پول و غیر آن.
بیرو شهری در شهرستان کونگوسی در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۶۹۳ نفر است.
کیسه، کیسة پول.
بی شرم، پُررو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان از روز تلاش جوآن برای خودکشی آغاز میشود، نیل در سالن بیرون اتاق بیمارستان جوآن نشستهاست. سپس داستان به روز قبل از اقدام به خودکشی میرسد و …
💡 می پزم سودای زهد و توبه و آمد بهار کو می صافی که این سودا ز سر بیرون برد
💡 عندلیب بی پرم وز ناله کردن مانده ام باغبان عمریست بیرون کرد از گلشن مرا
💡 مجو نشو و نما از جان روشن در تن خاکی که چون آید شرر بیرون زصلب سنگ می بالد
💡 قد چو قدح خم دهید پس همه در خم جهید پیش که بیرون جهد آتش از اندام صبح