بی خطر

لغت نامه دهخدا

بی خطر. [ خ َ طَ ] ( ص مرکب ) بی خوف و بیم. ( آنندراج ). || بی ارزش. بی قیمت. بی ارج. بی قدر. بی سنگ. بی وقر: 
کجا تو باشی گردند بی خطر خوبان 
جسمت را چه خطر هر کجا بود یا کند.شاکر خوارزمی.هرکس که شاد نیست بقدر و بجاه او
بیقدر باد نزد همه خلق و بی خطر.فرخی.رسد ز خدمت او بی خطر بجاه و خطر
کند ز خدمت او بی یسار ملک و یسار.فرخی.بس بی خطر و خوار کام یابی 
زین جای بی اندام و عمر سوتام.ناصرخسرو.این روزگار بیخطر و کار بی نظام 
وام است بر تو گر خبرت هست وام وام.ناصرخسرو.در چشم همت تو کزو دور چشم بد
سیم حلال بی خطر است و زر عیار.سوزنی. || بی رنج. نادشوار. بی مشقت: 
اگر نیافت خطر بی خطر مگر به درم 
درست شد که خرد برتر و به از درمست.ناصرخسرو.بی خطر باشد فلان با او چنانک 
پیش زرگر بی خطر باشد کلال.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(خَ طَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) ۱ - بدون آسیب. ۲ - بی ارزش.

فرهنگ فارسی

بی خوف و بیم ٠ یا بی ارزش ٠ بی قیمت ٠ بی ارج ٠ بی قدر بی سنگ ٠ بی وقر ٠

ویکی واژه

بدون آسیب.
بی ارزش.

جمله سازی با بی خطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز نفخ صور نه توفان نوح بی خطر است چرا نتازد عنقا به آشیانهٔ خویش

💡 الکل جامد از بهترین مواد برای روشن کردن آتش است که بی خطر می‌باشد، خوب می‌سوزد، دود نمی‌کند و با دوام نیز می‌باشد.

💡 رسد ز خدمت او بی خطر بجاه و خطر کند ز خدمت او بی یسار ملک و یسار

💡 مواد خوراکی جانبی خطر ابتلا به بیماری جنون گاوی را افزایش می‌دهد و استفاده از آنتی‌بیوتیک می‌تواند گونه‌های باکتری مقاوم در برابر آنتی‌بیوتیک را ایجاد کند. گوشت و شیر ارگانیک در بعضی از مواد مغذی خاص غنی هستند.

💡 تاکی کاردی‌های شدید (ضربان قلبی بیشتر از ۱۶۰) معمولاً همراه با آریتمی قلب همراه هستند. در صورت ظهور تاکی آریتمی‌های قلبی خطرناک از شک قلبی برای درمان تندتپشی و اصلاح تاکی کاردی استفاده می‌شود.

💡 سیم نزدیک تو همچون سنگ باشد بی خطر کینه جویان را بلائی مهرورزان را نظر