لغت نامه دهخدا
حروب. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حَرْب. رزمها. جنگها. کارزارها: با لشکری خبیر به تجارب خطوب و بصیر به عواقب حروب... بدان حدود رفتند.( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. طهران ص 342 ).
- امثال:
الحروب سِجال.
لا شجاعة قبل الحروب.
حروب. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حَرْب. رزمها. جنگها. کارزارها: با لشکری خبیر به تجارب خطوب و بصیر به عواقب حروب... بدان حدود رفتند.( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. طهران ص 342 ).
- امثال:
الحروب سِجال.
لا شجاعة قبل الحروب.
(حُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ حرب، جنگ ها، رزم ها، کارزارها.
= حرب
جنگها، جمع حرب
( اسم ) جمع حرب جنگها رزمها کارزارها.
جِ حرب؛ جنگها، رزمها، کارزارها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو در صفوف درخشان شود فروغ سیوف چو در حروب فروزان شود لهیب ضراب
💡 ای نگهبانان آیین ای دلیران در حروب ای مدیران جراید ای خطیبان در خطوب
💡 گر بجوشن حاجت آید چاکرش را در حروب آبرا چون غیبۀ جوشن کند باد شمال
💡 نه بهر جنت و حورست کوشش عاشق نه بهر ملک بود مشتغل علی بحروب
💡 شکسته دل شده ام چون هزیمتی ز مصاف ندیده روی مصاف و نبرده نام حروب
💡 به همین دلیل در این میان، آثاری با موضوعات تاریخی دیده میشود نظیر تاریخ انبیاء، ایام العرب و انساب، سیره و مغازی، تک نگاری، تاریخ عمومی، حروب، فتن و مقاتل، جغرافیای تاریخی، تاریخنگاری محلی، فتوح و خراج، تاریخنگاری ادبی و فرق و مذاهب.