تبدیل به معنای تغییر دادن یا دگرگون کردن چیزی به شکل یا حالت دیگری است. این واژه در زمینههای مختلفی از جمله در ریاضیات، فیزیک، و حتی در زندگی روزمره مورد استفاده قرار میگیرد. به عنوان مثال، در ریاضیات، میتواند به معنای تغییر واحد اندازهگیری باشد، مانند تبدیل متر به سانتیمتر یا درجه سانتیگراد به فارنهایت.
در زمینههای علمی، این واژه میتواند به فرآیندهای شیمیایی اشاره داشته باشد که در آن مواد اولیه به مواد جدید تغییر مییابند. به عنوان مثال، در یک واکنش شیمیایی، ترکیبات مختلف میتوانند به یکدیگر تبدیل شوند و محصولات جدیدی ایجاد کنند.
در زندگی روزمره، این اصطلاح به معنای تغییر وضعیت یا شرایط نیز به کار میرود. مثلاً تبدیل یک فضای خالی به یک محیط زیبا و کاربردی. این مفهوم در هنر و طراحی نیز کاربرد دارد، جایی که هنرمندان میتوانند مواد اولیه را به آثار هنری مبدل کنند.
تبدیل. [ ت َ ] ( ع مص ) بدل کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ). بدل چیزی آوردن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). بدل کردن چیزی به چیزی. ( آنندراج ). گرفتن چیزی بدل چیزی دیگر. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). عوض کردن چیزی به چیزی. ( فرهنگ نظام ). تحویل و تعویض.
(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) دیگرگون کردن، بدل کردن. ۲ - (اِمص. ) دگرگون سازی. ج. تبدیلات.
۱. تغییر چیزی به جای چیز دیگر.
۲. [قدیمی] عوض کردن شخصی با شخص دیگر.
بدل کردن، دگرگون کردن، عوض گرفتن
۱- ( مصدر ) دگر کردن دیگرگون کردن بدل کردن. ۲- ( اسم ) دگرگون سازی. جمع: تبدیلات.
{cambiata, nota cambiata} [موسیقی] پیکره ای چهارنُتی که نُت های اول و چهارم آن با بخش مقابل فاصلۀ ملایم می سازند و نُت های دوم و سوم آن به فاصلۀ سوم از هم نقش نُت های گذر یا گریز یا پهلویی را ایفا می کنند
{conversion} [روان شناسی، شیمی، مهندسی بسپار] [روان شناسی] فرایند روان شناختی ناخودآگاهانه ای که در آن تکانه ها و خاطره ها و خیال ها و کلاً آرزوهای واپس زده به نشانه های بدنی یا جسمی تبدیل می شوند [شیمی، مهندسی بسپار] 1. تغییر شیمیایی واکنش دهنده ها به فراورده ه...
{conversion} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] 1. تغییر جنگل از یک نظام جنگل به نظام دیگر یا از یک گونۀ درختی به گونۀ دیگر 2. تغییر شکل الوارچوب به فراورده ای دیگر
{reforming} [شیمی] فرایندی که در آن نفت به فراورده های فرّارتر که عدد اکتان بالاتری دارند تغییر یابد
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← کلید تبدیل
{stereoplotting, restitution} [مهندسی نقشه برداری] عملیات تصویرسنجی که به کمک دستگاه تبدیل بر پایۀ برجسته بینی انجام می شود
تبدیل (تابع). در ریاضیات، تبدیل ( به انگلیسی: Transformation ) هر تابعی است که باعث نگاشت ( تابعی که گاهی از اهمیت خاصی در زمینه خود برخوردار است. این اصطلاح در توپولوژی، پیوستگی توپولوژیک، جبر خطی، نگاشت خطی و پیوستگی توپولوژیک کاربرد دارد ) f برای گروه X در خودش بشود. برای نمونه: f:X→X
تَبدیل (transformation)
در ریاضیات، عموماً به معنی تابع، و در هندسه، تابعی که وضع نقاط شکل هندسی را طبق قاعدۀ معینی تغییر می دهد. تقارن، دوران، تجانس (تبدیل تشابهی)، و انتقال از تبدیل های مهم هندسی اند. دو یا چند تبدیل که بر یک شکل اعمال شوند، تبدیل ترکیبی پدید می آورند. تبدیل یک شکل از حالت الف به حالت ب را با تبدیل وارون می توان معکوس کرد و به صورت تبدیلی از حالت ب به حالت الف درآورد. در جبر، به تغییر عبارتی جبری از صورتی به صورت دیگر هم تبدیل می گویند.
[ویکی فقه] تبدیل یعنی تغییر دادن و عوض کردن یک چیز با چیز دیگر.
از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، زکات، حج، جهاد، تجارت، وقف و وصیت سخن رفته است.
← تبدیل در طهارت
۱. ↑ جواهر الکلام ج۳، ص۳۱۳.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲۸.
...
[ویکی الکتاب] معنی تَبْدِیلَ: جایگزین شدن - مبدَّل شدن
معنی تُبَدَّلُ: تبدیل می شود
معنی یُبْدِلَهُ: که برای او تبدیل کند
معنی یُبْدِلَهُمَا: که برای آن دو تبدیل کند
معنی بَدَّلَ: تبدیل کرد-عوض کرد
معنی بَدَّلُواْ: تبدیل کردند-عوض کردند
معنی بَدَّلَهُ: آن را تبدیل کرد -آن را عوض کرد
معنی مَا یُبَدَّلُ: تبدیل نمی شود - عوض نمی شود
معنی نُّبَدِّلَ: که تبدیل کنیم - که عوض کنیم
معنی لَا تَتَبَدَّلُواْ: تبدیل نکنید
معنی یُبْدِلَنَا: به ما عوض دهد - برای ما تبدیل کند
معنی یُبَدِّلَنَّهُم: حتماً برای آنها تبدیل کند
معنی بَدَّلْنَا: تبدیل کردیم-عوض کردیم
معنی بَدَّلْنَاهُمْ: آنان را تبدیل کردیم -آنان را عوض کردیم
ریشه کلمه:
بدل (۴۴ بار)
sostituzione
دیگرگون کردن، بدل کردن.
دگرگون سازی.
تبدیلات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم صغیر است به لطف خدای در طلب وسعت و تبدیل جای
💡 مقبرههای کاسوبی در کامپالا، اوگاندا، محل دفن چهار کاباکا (پادشاهان بوگاندا) و سایر اعضای خاندان سلطنتی بوگاندا است. این محل به عنوان یک مکان مهم معنوی و سیاسی برای مردم باگاندا، و همچنین نمونه ای مهم از معماری سنتی باقی ماندهاست. در دسامبر سال ۲۰۰۱، هنگامی که از آن به عنوان «یکی از برجستهترین ساختمانها با استفاده از مواد کاملاً گیاهی در کل منطقه زیر صحرای آفریقا» یاد شده، به میراث جهانی یونسکو تبدیل شد.
💡 ز خضر راه رو گردان بر گمرهان واثق به خر کردند تبدیل از خری آخر مسیحا را
💡 کیست ز ابدال دانی ای درویش آنکه تبدیل کرد عقل وحواس
💡 سپهر چرخ دگر زد، زمانه شد تبدیل دوباره گشت جهان بر مراد اهل هنر
💡 هلیل رود امروزه در انتهای مسیر به خشکرودی تبدیل میشود که مزارع جیرفت را آبیاری میکند، اما در گذشتهها جریان دائمی هلیل رود با گذر از جیرفت و کهنوج وارد رودبار میشد و هامون جازموریان را نیز سیراب میکردهاست.
💡 تا از نتیجه فلک و طور دور اوست تبدیل ماه و سال و خزان و بهار هم