صلابه
«صلابه» واژهای عربیتبار در زبان فارسی است که به معنای سختی، استواری و محکم بودن به کار میرود و معمولاً برای توصیف قدرت و پایداری به کار گرفته میشود. این کلمه میتواند هم به استحکام فیزیکی اشاره داشته باشد، مانند صلابت سنگ یا فلز، و هم به استواری درونی و معنوی انسان مربوط شود. «صلابه» در توصیف شخصیت افراد، بیشتر به معنای قاطعیت، استقامت، پایداری در برابر مشکلات و نترسیدن از سختیها استفاده میشود. این واژه معمولاً با مفاهیمی مانند شجاعت، اراده قوی، پایداری و مقاومت در برابر فشارها و چالشهای زندگی همراه میشود.
«صلابه» در زبان فارسی، به قلابی چندشاخه گفته میشود که برای آویزان کردن گوشت حیوانات ذبحشده به کار میرود. این قلاب معمولاً در قصابیها یا محلهای ذبح استفاده میشود و گوشت گاو یا گوسفند پس از کشتار برای نگهداری، پاکسازی یا تقسیم بر روی آن آویخته میشود. در زبان فارسی، ترکیب «به صلابه کشیدن» به معنای به قلاب آویختن چیزی، بهویژه گوشت، به کار میرود و معنای اصلی آن کاملاً عینی و کاربردی است. این ترکیب در معنای مجازی نیز استفاده شده و کنایه از قرار دادن فرد در سختی، رنج، فشار یا وضعیت دشوار است.
مترادفها
سختی، استحکام، استواری
متضادها
نرمی، شلی
لغت نامه دهخدا
صلابه. [ ص ُل ْ لا ب َ ] ( اِ ) قلاب چند شاخ که گوشت بر آن آویزند.
- به صلابه کشیدن؛ به قلاب زدن. به قلاب برآویختن چیزی و مخصوصاً گوشت را.
- به صلابه کشیدن کسی را؛ مجازاً به معنی کسی را در سختی و رنج قرار دادن.
فرهنگ عمید
قلابی که گاو یا گوسفند کشته را به آن آویزان می کنند.
فرهنگ فارسی
قلاب که گاویاگوسفندکشته رابه آن آویزان کنند
قلاب چند شاخ
جمله سازی با صلابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ ای یدعوهم الی الضّلال وَ لا یَلِدُوا إِلَّا فاجِراً کَفَّاراً ای الّا من سیفجر و یکفّر، قال محمد بن کعب و مقاتل و الربیع و غیرهم: انّما قال نوح هذا حین اخرج اللَّه کلّ مؤمن من اصلابهم و ارحام نسائهم، و اعقم.
💡 برفتند پویان بر شهریار همان زیچ و صلابها بر کنار