زاد و بود

لغت نامه دهخدا

زاد و بود. [ دُ ] ( ترکیب عطفی، مص مرکب ) کنایه از هست و نیست و تمام سرمایه و اسباب و سامان باشد. ( برهان قاطع ). کنایه از هست و بود و تمام سرمایه. ( آنندراج ). || مولد و مسکن. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ):
بشهر کسان گرچه بسیار بود
دل از خانه نشکیبد و زاد و بود.( گرشاسب نامه ص 242 ).چو نام و ننگ فزاید وفا نه نام و نه ننگ
چو زاد و بود نماید جفا نه زاد و نه بود.جمال الدین عبدالرزاق.چند نالی چند از این محنت سرای زاد و بود
کز برای رای تو شروان نگردد خیروان.خاقانی.

فرهنگ معین

(دُ ) (اِمر. ) همة سرمایه.

فرهنگ عمید

= زادبود: نور حق را کس نجوید زاد و بود / خلعت حق را چه حاجت تار و پود (مولوی: ۵۶۴ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) همه سرمایه و اسباب معاش هست و نیست.
کنایه از هست و نیست و تمام سرمایه و اسباب و سامان باشد

ویکی واژه

همة سرمایه.

جمله سازی با زاد و بود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید

💡 نور حق را کس نجوید زاد و بود خلعت حق را چه حاجت تار و پود

💡 دگرباره جهان پر شد ز بانگ صور اسرافیل امین غیب پیدا شد که جان را زاد و بود آمد

💡 جمله در غربت وطن بگذاشتند دل ز زاد و بود خود برداشتند

💡 چند نالی چند ازین محنت‌سرای زاد و بود کز برای رای تو شروان نگردد خیروان

💡 جغد را ویرانه باشد زاد و بود هستشان بر باز زان زخم جهود

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز