جیف

لغت نامه دهخدا

جیف. [ ج َ ] ( ع مص )بو گرفتن مردار. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جیف.[ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ جیفه، بمعنی مردار بوگرفته. اجیاف. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جیفه شود.
جیف. [ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ جائف. ( از منتهی الارب ). رجوع به جائف شود.

فرهنگ معین

(جِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ جیفه.

فرهنگ عمید

=جیفه

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع جیفه مردارها.
بو گرفتن مردار

ویکی واژه

جِ جیفه.

جمله سازی با جیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (قاری) نواست شعر تو همچون سجیف صوف و اشعار خلق جمله چو مدفون مکررست

💡 خوش وقت آن سجیف که او بر کنار رخت با حرب و شرب و اطلس و صوف اتصال یافت

💡 البیک تاجیف (زاده ۷ ژانویه ۱۹۸۶) کشتی‌گیر فرنگی‌کار کشور بلاروس است. وی بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ برای ازبکستان مسابقه می‌داد.

💡 نجیفی در انتخابات‌های سال ۲۰۰۵ و ۲۰۱۰ مجلس عراق از اعضای ائتلاف العراقیه بود. العراقیه در انتخابات ۲۰۱۰ بیشترین کرسی‌های پارلمان را به دست آورد اما موفق به تشکیل دولت نشد.

💡 سیمرغ بود جیفه چرا جست همچو زاغ پست از چه گشت آن طیران بلند او؟

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز