تملیک در زبان فارسی به معنای انتقال مالکیت یا در اختیار قرار دادن چیزی به دیگری است. این واژه به طور خاص در زمینههای حقوقی و اقتصادی به کار میرود و به فرآیندهایی اشاره دارد که در آن یک شخص یا نهاد مالکیت یک دارایی، مال یا حق را به شخص یا نهاد دیگر منتقل میکند.
ویژگیها و کاربردها
انتقال مالکیت: این اصطلاح به معنای واگذاری مالکیت به شخص دیگر است. این عمل میتواند شامل داراییهای مختلفی مانند املاک، خودرو، داراییهای مالی و غیره باشد.
قراردادها: در بسیاری از موارد، تملیک در قالب قراردادهای رسمی انجام میشود که در آن شرایط و ضوابط انتقال مالکیت مشخص میشود.
قوانین و مقررات: این عمل تابع قوانین و مقررات مربوط به مالکیت و انتقال داراییها است و ممکن است نیاز به ثبت یا تأیید قانونی داشته باشد.
تملیک در حقوق اسلامی: در فقه اسلامی، تملیک به عنوان عملی مشروع و قانونی در نظر گرفته میشود و شرایط خاص خود را دارد.
تملیک. [ ت َ ] ( ع مص ) مالک گردانیدن کسی را بر مالی یاچیزی. ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ). ملک گردانیدن چیزی، کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || پادشاه گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). پادشاه کردن. || خمیر نیکو و سخت ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || خشک کردن و سخت نمودن چوب را به آفتاب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ازدواج کردن با زن. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) تصرف و مالکیت. ( ناظم الاطباء ).
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) دارا کردن، مالک گردانیدن.
۱. مالک گردانیدن، دارا کردن.
۲. کسی را مالک چیزی کردن، چیزی را به ملک کسی درآوردن.
( مصدر ) دارا کردن خداوند گردانیدن مالک گردانیدن. جمع: تملیکات.
[ویکی فقه] مالی را به ملک دیگری در آوردن را تَملیک گویند و از آن در بابهای عقود نظیر تجارت، قرض، رهن، صلح، مضاربه و هبه سخن رفته است.
تملیک به معنای فراهم کردن اسباب آن امری مباح است، لیکن گاهی به سبب عارضهای مستحب میشود، مانند صدقه یا وام دادن به مؤمن نیازمند و گاهی حرام میشود، مانند خرید و فروش بعد از اذان روز جمعه در صورت وجوب نماز جمعه و در پارهای موارد واجب میگردد، مانند تملیکی که در عقد لازم شرط شود و یا به سبب نذر و عهد یا قسم بر انسان واجب گردد.
ارکان تملیک
ارکان تملیک عبارت است از تملیک کننده، قبول کننده تملیک، مورد تملیک و سبب تملیک.
در تملیک کننده و قبول کننده تملیک، اهلیّت برای تملیک و تملّک شرط است مورد تملیک یا عین خارجی است، مانند زمین و خانه و یا منفعت، مانند سکونت در خانه و یا انتفاع، مانند استفاده از مال عاریه ای، از قبیل ظرف.
سبب تملیک عبارت است از عقد یا معاوضی است؛ بدین معنا که تملیک در مقابل عوض صورت میگیرد، مانند بیع و اجاره و یا غیر معاوضی (مجّانی و بدون عوض)، مانند هبه، صدقه و عاریه.
آثار تملیک
اثر تملیک، جواز هر نوع تصرف مشروع در مال مملوک، از قبیل فروختن، بخشیدن و قرض دادن است.
دارا کردن، مالک گردانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجموعه مذهبی امامزاده جعفر مشتمل بر بقعه اصلی منسوب به جعفر ابن موسی، بقعه دوخواهران، ایوانها، سردر ورودی و قبرستان عمومی است. ضلع شرقی این مجموعه در گذشته منطبق با دیواره قلعه شهر بودهاست تا اواخر دهه ۶۰ بخشهایی از آن وجود داشت ولی به تدریج تخریب و دیوارههای مجموعه در سالهای بعد بازسازی شد. طرح توسعه مجموعه مذهبی امامزاده جعفر مشتمل بر تملیک بناهای مجاور، محوطهسازی و زائرسراست که بخشی از آن انجام شدهاست.
💡 بدین ترتیب دومین توپولف ۱۵۴ هم وارد ناوگان شرکت شد؛ که به گفته مدیران شرکت این تعداد به زودی به ۳ فروند افزایش خواهد یافت. گفتنی است قرارداد هواپیماها به صورت اجاره به شرط تملیک است. در سال ۱۳۸۷ دو فروند توپولف ۱۵۴ این شرکت که مدت قراردادشان تمام شده بود به روسیه بازگشتند.