تفصی

لغت نامه دهخدا

تفصی. [ ت َ ف َص ْ صی ] ( ع مص ) از دشواری و تنگی بدر آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی )( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). خلاص شدن انسان از مضیقه و بلیه و دین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): اگر استبداد و استقلال تو... و تفصی از عهده این کار محقق بودی من از همه مطیعتر و راضی تر بودمی. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 189 ). و از مضایق مداخل و مخارج تفصی تواند نمود. ( جهانگشای جوینی ). و از ملامت و تقریع مسلمانان بکدام بهانه تفصی نمایم. ( جهانگشای جوینی ). و هیچکس از مضایق آن تفصی نتواند بود. ( جهانگشای جوینی ). || رهایی یافتن از هرچه باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جدا شدن از کسی. ( از اقرب الموارد ): لیتنی اتفصی من فلان؛ ای تخلص منه ُ. و کل شی باین شیئاً فقد تفصی عنه. ( اقرب الموارد ). || به نهایت چیزی رسیدن. تفصی الشی استقصاه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ فَ صِّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - از تنگی و دشواری رها شدن. ۲ - دربارة چیزی کنجکاوی کردن.

فرهنگ عمید

۱. از تنگی و دشواری بیرون آمدن.
۲. از چیزی یا کسی رهایی یافتن.
۳. کنجکاوی دربارۀ چیزی.

فرهنگ فارسی

۱ -( مصدر ) رستن رهایی جستن. ۲ - از تنگی در آمدن.۳ - ( اسم ) رهایی. جمع: تفصیات.

ویکی واژه

از تنگی و دشواری رها شدن.
دربارة چیزی کنجکاوی کردن.

جمله سازی با تفصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نتوان گفت به صد سال به تفصیل و به شرح آنچه با شاه ز احسان و کرم یزدان کرد

💡 بخش عمده و بیشتر محتویات این تاریخ؛ شامل شرح تفصیلی وقایع سیستان از روزگار پس از مرگ امیرتیمور گورکان تار عصر مؤلف است. در این کتاب، نامی بیش از ۱۲۵ نام آمده که اغلب خود را از اولاد ساسان و نسل انوشیروان می‌دانستند.

💡 جمله و تفصیل احوال تو در اقبال باد تا رجوع هر چه تفصیل است سوی جملت است

💡 بدان که از برای مرض غیبت کردن دو نوع معالجه است: یکی بر سبیل اجمال و دیگری تفصیل.

💡 از تاریخ درگذشت مجوسی و شرح حال وی تفصیلی در دست نیست. همین قدر می‌دانیم که تا سال ۳۸۳ ه‍.ق زنده بوده‌است.

💡 ایل شکاک یقین کرد که تفصیل کجاست بارزانی را بار از نی و نقل از تره شد

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز