تعاهد

لغت نامه دهخدا

تعاهد. [ ت َ هَُ ] ( ع مص )تیمار داشتن و نگاهداشت امور نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تفقد و تحفظ. ( اقرب الموارد ). || با یکدیگر عقد بستن. ( زوزنی ). با یکدیگر عهد کردن. ( دهار ). تعاقد. ( زوزنی ). و عهد نو بستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تجدید عهد کردن. ( از اقرب الموارد ). با همدیگر عهد کردن و ضامن شدن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ هُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با هم عهد بستن.

فرهنگ عمید

۱. با هم عهد بستن، پیمان بستن، هم عهد شدن.
۲. به کاری یا امری توجه و رسیدگی کردن.

ویکی واژه

با هم عهد بستن.

جمله سازی با تعاهد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ت - این موضوع که در اروندرود (شط‌العرب) خط سرحدی گاهی حد آبهای جزری و گاهی تاکوک و یا وسط‌المیاه را تعقیب می‌نماید به هیچ وجه به حق استفاده‌طرفین متعاهدین در تمام مجرای شط صدمه وارد نمی‌آورد.

💡 روی ابو سعید الخدری قال: قال رسول اللَّه ص: اذا رأیتم الرجل یعتاد المسجد، و روی یتعاهد المسجد فاشهدوا علیه بالایمان، قال اللَّه: إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ. و عن ابی هریره قال: قال رسول اللَّه ص: من غدا الی المسجد و راح اعد اللَّه له نزلا من الجنة کلما غدا او راح.

💡 و عن علی بن ابی طالب (ع) قال: قال رسول اللَّه (ص): «من تکفّل لی بأهل بیت غاز فی سبیل اللَّه عزّ و جلّ، حتّی یغنیهم، و یکفیهم عن النّاس و یتعاهدهم، قال اللَّه له یوم القیامة: مرحبا بمن اطعمنی و سقانی و کسانی و اعطانی. اشهدکم یا ملائکتی انّی قد اوجبت له کرامتی، فما یدخل الجنّة احد الا اغبطه لمنزلته من اللَّه عزّ و جلّ».

💡 روی انّ النّبیّ (ص) قال: «من تعلّم القرآن و علّق مصحفه لم یتعاهده و لم ینظر فیه جاء یوم القیمة متعلّقا به یقول یا ربّ عبدک هذا اتّخذنی مهجورا اقض بینی و بینه».

💡 و قال (ص): «تعاهدوا هذا القرآن فانّه اشدّ تفصّیا من صدور الرجال من النعم من عقلها».

💡 از بانگ تو برجستم در عهد تو بنشستم ما را تو تعاهد کن سالار توی در ده

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز