تشریح

واژه‌ای عربی و مصدر است که در متون لغوی فارسی به معنای نیک شرح کردن و به‌خوبی توضیح دادن به‌کار رفته است. این واژه دلالت بر بیان روشن و دقیق مفاهیم دارد، به‌گونه‌ای که مقصود گوینده یا نویسنده بدون ابهام به مخاطب منتقل شود. در منابع مختلف لغوی، تشریح به معنای نیک بیان کردن و روشن ساختن سخن ذکر شده و همواره با مفهوم وضوح و روشنگری همراه است.

در برخی فرهنگ‌ها، به معنای نیک هویدا کردن و آشکار ساختن آمده است؛ یعنی پرده‌برداری از معنا یا موضوعی که ممکن است در ابتدا پنهان یا دشوار به نظر برسد. این واژه بر فرآیندی تأکید دارد که طی آن، مطلبی پیچیده یا فشرده به‌صورت کامل و قابل فهم عرضه می‌شود. از این‌رو، تشریح نه صرفاً بیان دوباره، بلکه توضیحی همراه با دقت، نظم و روشنی است.

در کاربردهای اصطلاحی نیز تشریح به معنای اظهار و آشکار کردن چیزی به‌کار می‌رود. برای نمونه، گفته می‌شود «شرحتُ الغامض»، یعنی امر دشوار و مبهم را تفسیر کرده و روشن ساخته‌ام. بر این اساس، تشریح عملی است که هدف آن رفع ابهام، افزایش فهم و رساندن معنا به نهایت وضوح و شفافیت است و در حوزه‌های علمی، ادبی و آموزشی جایگاهی اساسی دارد.

لغت نامه دهخدا

تشریح. [ ت َ ] ( ع مص ) نیک شرح کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نیک بیان کردن. ( دهار ). نیک هویدا کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به کمال وضاحت بیان کردن و آشکار کردن. ( غیاث اللغات ). نیک بیان کردن سخن را. ( آنندراج ). اظهار و آشکار کردن چیزی است. می گویند شرحت الغامض؛ یعنی مشکل را تفسیر وروشن ساختم. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ):
تشریح نهاد خود درآموز
کاین معرفتی است خاطرافروز.نظامی.با فکر او چو سر به گریبان فرو کنم
تشریح زلف خم بخمش موبمو کنم.کلیم ( از آنندراج ).|| شرحه کردن گوشت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). کفانیدن و پیدا کردن فربهی گوشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قطع کردن و جدا کردن فربهی بعض چیزی از بعض دیگر و از آن است تشریح در نزد اطباء. ( از اقرب الموارد ). || ( اصطلاح پزشکی ) بیان کردن حقایق و اشکال اعضای درونی و برونی و شمار استخوانها و بیان محل و پیوند هر عضو و بیان رگها و عصبها. ( غیاث اللغات ). به اصطلاح اطباء بیان کردن حقیقت اعضای بدن انسان را علم تشریح گویند. ( آنندراج ). علمی که در آن بحث می کنند از آلات و ادوات بدن حیوانی. ( ناظم الاطباء ). بر خلاف علم فیزیولوژی که وظایف الاعضا می باشد. تشریح، علم به چگونگی اعضای جسم است. ( الموسوعة العربیة ). بازشناختن اعضا و جوارح کالبد انسان یا حیوان را از راه شکافتن بدن، تشریح یا کالبدشکافی گویند و این دانش پایه دانش پزشکی جدید را تشکیل میدهد. تشریح از دوران باستانی در میان اقوام ایرانی و هندی و مصری متداول بود و جای جای بر اثر نفوذ مذهبی شدت و ضعف داشته است. امروز در مراکز پزشکی، موضوع تشریح به چند قسمت تقسیم می شود. اگر در بیمارستان و برای تشخیص بیماری مریض، پس از مرگ کالبد را بشکافند تشریح مرضی نامند و اگر متعلق به دانستن کلیات اعضاء و نسجها و عناصر اولیه بدن باشد، آن را تشریح عمومی گویند و اگر برای شناختن جزء جزء اعضا واسامی و اشکال آنها و روابطی که با هم دارند و بالاخره ترتیب نسج و ظاهر و باطن و خصوصیات آنها باشد، آن را تشریح تفصیلی خوانند. رجوع به کتاب تشریح میرزاعلی صص 6 - 17 و مقدمه دکتر امیر اعلم بر کتاب کالبدشناسی توصیفی ( کتاب اول ) و کالبدشکافی شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - شرح دادن. ۲ - کار کردن بر روی کالبد مردة انسان برای شناسایی و شرح عمل اعضا، کالبدشکافی.

فرهنگ عمید

۱. گشودن و آشکار ساختن چیزی.
۲. بیان کردن و شرح دادن مطلب.
۳. شرحه شرحه کردن، قطعه قطعه کردن، از هم جدا کردن.
۴. (اسم ) (پزشکی ) علمی که دربارۀ ساختمان بدن و چگونگی اعضا و ارتباط آن ها با هم بحث می کند، کالبدشناسی.
۵. (اسم ) (پزشکی ) کالبدشکافی، کالبدگشایی.

فرهنگ فارسی

شاهکار رامبراند ( ۱۶۳۲ م. ) و یکی از عجایب نقاشی ( لاهه ).
گشودن، آشکارساختن چیزی، بیان کردن، شرح دادن، شرحه شرحه کردن، قطعه قطعه کردن، ازهم جداکردن
۱-( مصدر ) شرح دادن توضیح دادن. ۲- شرحه شرحه کردن قطعه قطعه کردن. ۳- جداکردن اجزای بدن مرده برای تحقیق و مطالعه کالبد شکافی. جمع: تشریحات. یا تشریح علم. دانش کالبد شکافی.

فرهنگستان زبان و ادب

{anatomy} [پزشکی] بررسی عملی و تجربی شکل و ساختار ماکروسکوپی بخش های گوناگون بدن
[پزشکی] ← کالبدشکافی
[پزشکی] ← کالبدشناسی

دانشنامه آزاد فارسی

قطع عضو میّت و مُثله کردن او. تشریح میت مسلمان جایز نیست، مگر آن که حیات مسلمان دیگر بر آن متوقف باشد، در این صورت باید دیۀ آن از سوی قطع کننده پرداخت شود. تعلیم دانشجویان نیز چنانچه به تشریح نیاز باشد، همین حکم را دارد. قطع عضو میت مسلمان به قصد تدارک عضو ازدست رفتۀ مسلمان زنده جایز نیست، جز آن که خود در زمان حیات به آن اجازه داده باشد؛ در این صورت قطع آن دیه ندارد. اولیای میت نمی توانند به بریدن اعضای او به قصد پیوند اجازه دهند؛ اما تشریح میت غیرمسلمان مطلقاً جایز است. به نظر برخی باید دیۀ عضو قطع شدۀ میت اهل کتاب را نیز پرداخت. در اروپای قرون وسطا، تشریح پس از مرگ گناه شمرده می شد و برای تأمین جسدهای لازم آن ها را از قبرها می دزدیدند. قانون کالبدشناسی (۱۸۳۲) اجازه داد تا از جسد فقرایی که بستگان آن ها برای تحویل گرفتن مراجعه نمی کردند، استفاده شود. در دهۀ ۱۹۴۰ وصیت در مورد اهدای جسد رواج یافت.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تشریح، از مسائل مستحدثه فقهی است.
تشریح در لغت به معنای جداکردن گوشت از عضو به شیوه خاصی است، و به قطعه جدا شده شَرْحه و شَریحه می گویند. 
[ویکی فقه] تشریح (ابهام زدایی). تشریح ممکن است در معانی ذیل بکار رفته باشد: • تشریح (فقه)، از مسائل مستحدثه فقهی و بررسی حکم فقهی کالبدشکافی• تشریح (پزشکی دوره اسلامی)، اصطلاحی در دوره پزشکی اسلامی به معنای کالبدشکافی و کالبدشناسی• تشریح (تاریخ یونان)، بررسی تاریخ کالبدشناسی در یونان باستان• تشریح (تاریخ هند)، سابقه هندی ها درباره علم کالبدشناسی
...
[ویکی فقه] تشریح (پزشکی دوره اسلامی). تَشْریح، اصطلاحی در پزشکی دوره اسلامی است. این اصطلاح در منابع پزشکی اسلامی به دو معنی کالبدشکافی و کالبدشناسی به کار رفته است. فیلسوفان یونانی از نخستین کسانی هستند که به کالبدشکافی و کالبدشناسی انسان و حیوانات پرداختند. در مرحله بعد یونانیان و مسلمانان قرار دارند. البته دانشمندان دوره اسلامی، به ویژه پس از آن که در نیمه نخست سده ۳ق بسیاری از آثار یونانی، به ویژه آثار جالینوس درباره تشریح به عربی ترجمه شد، در پژوهش های خود از دیدگا ه های یونانی تأثیر بسیار گرفتند. اما برخی آثار حاوی ملاحظات کالبدشناختی، کهن تر از آن است که بتوان آن ها را نیز در این جمله به شمار آورد. بی شک ردپای محتوای این آثار را در دیگر حوزه های تمدنی سرزمین های اسلامی و به ویژه ایران می توان جست و جو کرد.
چنیـن مـی نماید که پزشکـان دوره اسلامی ــ که به دلیل حرمت شکافتن اجساد در شریعت اسلام، آزادی عمل چندانی در این زمینه نداشتند ــ تا پیش از کشف گردش ریوی خون توسط ابن نفیس، در دانش کالبد شناسی به دستاورد چندان مهمی دست نیافته باشند، یا دست کم خبری از حاصل کار آنان به ما نرسیده است.در واقع دانش تشریح مسلمانان، هم چون بسیاری از شاخه های دیگر پزشکی، عمدتاً تحت تأثیر دیدگا ه های جالینوس بود. در منابع اسلامی نیز به ندرت به اشاراتی حاکی از تلاش پزشکان این دوره در زمینه کالبد شکافی بر می خوریم.
تشریح دانشمندان اسلامی
دانشمندان دورۀ اسلامی، به ویژه پس از آن که در نیمۀ نخست سدۀ ۳ق بسیاری از آثار یونانی، به ویژه آثار جالینوس دربارۀ تشریح به عربی ترجمه شد، در پژوهش های خود از دیدگا ه های یونانی تأثیر بسیار گرفتند. اما برخی آثار حاوی ملاحظات کالبدشناختی، کهن تر از آن است که بتوان آن ها را نیز در این جمله به شمار آورد.بی شک باید ردپای محتوای این آثار را در دیگر حوزه های تمدنی سرزمین های اسلامی و به ویژه ایران باستان جست و جو کرد. مثلاً کتاب خلق الانسان (دربارۀ اندام های بدن انسان) اصمعی (۱۲۵-۲۱۶ق) که بیش تر جنبۀ لغوی دارد، حاکی از آن است که مسلمانان در آن روزگار معلومات قابل توجهی دربارۀ کالبدشناسی انسان داشته اند.

ویکی واژه

شرح دادن.
کار کردن بر روی کالبد مردة انسان برای شناسایی و شرح عمل اعضا، کالبدشکافی.

جمله سازی با تشریح

💡 بر سر تشریح تاجی فرق گوهرهای فرد با کمر در جوهراندوزیش دعوی در میان