لغت نامه دهخدا
تراکه. [ ت َ ک َ / ک ِ] ( از ع، اِ ) ارث و میراث و ترکه. ( ناظم الاطباء ).
تراکه. [ ت َ ک َ / ک ِ] ( از ع، اِ ) ارث و میراث و ترکه. ( ناظم الاطباء ).
ارث و میراث و ترکه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تراکه خوشهٔ خرما به دست مینرسد به غیر خار چه قسمت بری همی ز بخیل
💡 ز پشت آینه روی مراد نتوان دید تراکه روی به خلق است از خدا چه خبر؟
💡 پادشاهان صیدها بندند بر فتراکها نقش روی زرد بر خاک دری خواهیم بست
💡 شراب تلخ کجا چاره تو خواهد کرد؟ تراکه ناله صائب نمی برد از هوش
💡 تراکهگفتکه از چوب نخل سازی حرز ترا که گفتکه از خاک رهکنی افسر
💡 بحر از گهر غبار یتیمی نمی برد ما و تراکه می کند از یکدگر جدا؟