بیدلا

لغت نامه دهخدا

بیدلا. [ دِ] ( اِ مرکب ) بیدلانه. ( از رشیدی ) سخنان بیربط و هذیان را گویند. ( برهان ) ( از جهانگیری ) ( هفت قلزم ). هذیان. سخنان پریشان بیمعنی که بیدلانه گفته شود یعنی دل از آن خبردار نباشد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). کلام بیمعنی. سخن یاوه و بیهوده. ( ناظم الاطباء ):
سخن جای دگر بردم از آن سردی بیفتادم
نشاید بیدلا گفتن بیا تا بگذرم زینها.نزاری.

فرهنگ معین

(دِ ) (اِمر. ) هذیان، سخنان بی معنی.

ویکی واژه

هذیان، سخنان بی معنی.

جمله سازی با بیدلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلبر اگر بکلبه احزان بیدلان روزی بروی مهر درآید چه می شود

💡 اثر نمی کندش در دل و نمی داند که ناله سحر بیدلان اثر دارد

💡 چشم بدمستش به قصد بیدلان در هر نگاه دست از مژگان به تیغ ابروی دلکش زند

💡 قسمت ما بیدلان زین گِرد خوان هر صبح و شام نعمت الوان خون دل مرتب می‌رسد

💡 عاشق کجا و جرأت بوس و کنار یار؟ ما بیدلان به آتش پروانه سوختیم

💡 ببر، ای باد صبح‌دم، بده ای پیک نیک‌پی سخن عاشقان بدو، خبر بیدلان به وی

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز