بگیر

لغت نامه دهخدا

بگیر. [ ب ُ ] ( اِ ) بگیز. بکیر. فلوس. خیار شنبر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بکیر شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فلوس

جمله سازی با بگیر

💡 همه ما قدرت خوب زندگی کردن را داریم. اگر یاد بگیریم تا نسبت به آنچه هیچ اهمیتی ندارد، بی‌اهمیت باشیم.

💡 ۸. خستگی فراگیر در حین دورهٔ آموزش الکترونیکی: وقتی فراگیران خسته می‌شوند، تحصیل را کنار می‌گذارند و برای آن‌ها وقت استراحت در نظر بگیرید.

💡 یار رفت، ای دل، چه سود از ناله شبگیر تو؟ صاحب محمل فراغت دارد از بانگ جرس

💡 فکر می‌کنم کسانی که بیماری لاعلاج دارند و درد زیادی تحمل می‌کنند باید این حق را داشته باشند که زندگی‌شان را تمام کنند و کسانی که به آن‌ها کمک می‌کنند نباید تحت تعقیب قرار بگیرند. اجازه نمی‌دهیم که حیوانات زجر بکشند، پس چرا انسان‌ها باید زجر بکشند؟

💡 از خیانت کور سازد آنکه چشمِ مملکت را چشمِ آن دارد ز ملّت مزدِ کحّالی بگیرد

💡 بگیر یک ره و سخنم بخویشتن درکش که چفته قامتم آخر کم از کمان تو نیست

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز