بهدار

لغت نامه دهخدا

بهدار. [ ب ِ ] ( نف مرکب ) نیکودارنده. || مأمور بهداری که عهده دار رسیدگی به بهداشت مردم مخصوصاً اهالی قرا و قصبات است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(بِ ) (ص فا. ) مأمور بهداری که عهده دار رسیدگی به بهداشت مردم مخصوصاً اهالی روستا و قصبات است.

فرهنگ عمید

مٲمور ادارۀ بهداری که وظیفه اش رسیدگی به امور بهداشتی مردم، به ویژه روستاییان است.

فرهنگ فارسی

ماموراداره بهداری که وظیفه اش رسیدگی باموراست
( اسم ) مامور بهداری که عهده دار رسیدگی ببهداشت مردم مخصوصا اهالی قری و قصبات است.
نیکو دارنده. یا مامور بهداری که عهده دار رسیدگی ببهداشت مردم مخصوصا اهالی قرا و قصبات است.

ویکی واژه

مأمور بهداری که عهده دار رسیدگی به بهداشت مردم مخصوصاً اهالی روستا و قصبات

جمله سازی با بهدار

💡 سید امامی در سال ۱۳۲۸ به نمایندگی تبریز به مجلس شورای ملی رفت (دوره شانزدهم). در دوره‌های هجدهم و نوزدهم نیز نماینده و سپس مدتی معاون وزات بهداری بود. یک دوره هم سناتور انتصابی آذربایجان شرقی شد و تا هنگام درگذشت سناتور بود. او مدتی نیز مجله‌ای پزشکی بهداشتی به نام تندرست منتشر می‌کرد.

💡 پس از اسدخان، پسرش جعفرقلی‌خان، ریاست بهداروندها را به دست گرفت. او پس از قتل‌عام و کشتار نامدارخان منجزی و عموزادگانش (اولاد سلیمان‌خان) معروف به «تیپ سوار بهداروند» در پی شورش و سرپیچی از حکومت مرکزی، به دستور حشمت‌الدوله حاکم لرستان و بروجرد، در سال ۱۲۸۵ قمری، به قتل رسید.

💡 جنگ‌های اسدخانی در سالهای ۱۲۲۵–۱۲۵۶قمری/۱۸۱۰–۱۸۴۰ میلادی بین اسدخان رئیس شاخه بختیاروند هفت‌لنگ و الیاس‌خان دورکی، پسر ارشد فرج‌الله‌خان دورکی؛ رئیس شاخه دورکی هفت‌لنگ، از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بختیاری بوده‌است. طی این درگیری‌ها هفت‌لنگ‌ها به ۲ گروه تقسیم شده بودند و هواداران اسدخان بهداروند و الیاس‌خان دورکی با هم درگیر شده بودند.

💡 به نوشته وبسایت‌های خبری اصلاح‌طلب عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار زندانی، روز شنبه در پی خونریزی داخلی در بهداری زندان رجایی‌شهر تحت عمل جراحی قرار گرفته‌است. پس از آنکه مقام‌های زندان اجازه ندادند این روزنامه‌نگار به بیمارستان منتقل شود، تیم پزشکی او را در بهداری زندان رجایی‌شهر تحت عمل جراحی قرار داد.رادیو فردا