کلمهی «ضایع کردن» در فارسی به معنای از بین بردن، هدر دادن، تلف کردن یا نابود کردن چیزی است. این واژه از ریشه «ضایع» گرفته شده که به معنای از دست رفتن یا تلف شدن است و با افزودن فعل «کردن» به شکل عملی درمیآید. علاوه بر کاربردهای مادی مانند ضایع کردن وقت، فرصت، منابع یا حق، این کلمه در زمینههای اجتماعی و روانی نیز به کار میرود و میتواند به معنای «خوار کردن یا تحقیر کردن کسی در جمع» باشد؛ به عبارت دیگر، وقتی میگوییم «کسی را تو جمع ضایع کردند»، منظور این است که فرد را به گونهای تحقیر یا رسوا کردهاند که شأن و اعتبارش در جمع پایین بیاید. این واژه معمولاً بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده بیتوجهی، سوءاستفاده یا رفتار ناپسند است. در ادبیات فارسی و مکالمات روزمره، از آن هم برای هشدار درباره اتلاف منابع و فرصتها و هم برای اشاره به تحقیر و رسوایی افراد استفاده میشود. این واژه با مترادفهایی مانند «هدر دادن»، «تباه کردن»، «از بین بردن» و «خوار کردن» نزدیک به هم معنا هستند، اما در زمینه اجتماعی بیشتر با مفهوم تحقیر و خوار کردن همراه است.
ضایع کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - خراب کردن، فاسد کردن. ۲ - (عا. ) کنف کردن، بور کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تباه کردن نابود کردن. ۲ - فرو گذاشتن بی تیمار گذاشتن. ۳ - مهمل گذاشتن بی کار گذاشتن. ۴ - گم کردن.
ویکی واژه
خراب کردن، فاسد کردن.
کنف کردن، بور کردن.
جمله سازی با ضایع کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زآنکه ایام نشاط و عشرت و شادی شده است بد بود بیهوده ضایع کردن این ایام را
💡 ای که میپرسی ز صحبتها گریزانی چرا در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است
💡 این کلمه ریشه اش «سهو» است به معنی غفلت حالا چه با تقصیر چه بی تقصیر و در سوره ماعون به معنی به فراموشی سپردن نماز و و کاهلی در آن وضایع کردن آن است.
💡 فصل گل در خانه بودن عمر ضایع کردن است با حریفان موافق روی در بستان کنید