لغت نامه دهخدا
خودداری کردن. [ خوَدْ / خُدْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کف نفس کردن. || تحفظ. احتراس. حفظ کردن. || امساک کردن. || احتماء. || تعفف. ورع ورزیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خودداری کردن از؛ شکیبیدن از. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خودداری کردن. [ خوَدْ / خُدْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کف نفس کردن. || تحفظ. احتراس. حفظ کردن. || امساک کردن. || احتماء. || تعفف. ورع ورزیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خودداری کردن از؛ شکیبیدن از. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کف نفس کردن یا تحفظ
astenersi
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معترضان در شهرهای بزرگ با آتش زدن لاستیک راههای ورودی به شهرها را بستند. در شهر دیوانیه مردم معترض به داخل ساختمانهای دولتی رفته و از کارمندان و کارکنان خواستهاند تعطیل کنند، دانشجویان نیز ار رفتن به دانشگاه و کلاسهای درس خودداری کردند.
💡 یک سازمان دهنده دانشجویی فاش کرد که معترضان از طریق مذاکره کننده قانونی با دانشگاه در حال مذاکره بودند، اما از ارائه جزئیات خودداری کردند. بن چانگ، سخنگوی کلمبیا، گفت که سازمان دهندگان در اوایل صبح با مقامات دانشگاه برای بحث در مورد شرایط فعلی ملاقات کردند.
💡 همچنین دهها تن توسط لباس شخصیها به شدت در ناحیه سر و بینی مجروح شدند و بسیاری از ترس دستگیر شدن از رفتن به درمانگاه و بیمارستان خودداری کردند.