گویی

واژه «گویی» در زبان فارسی واژه‌ای پرکاربرد و ادبی است که معمولاً به معنای «انگار»، «چنان‌که گويی»، «به نظر می‌رسد که» یا «گویا» به کار می‌رود و برای بیان تشبیه، احتمال یا ایجاد تصویری ذهنی از یک وضعیت استفاده می‌شود. این واژه از فعل «گفتن» گرفته شده است و در اصل به معنای «می‌گويی» یا «چنین می‌پنداری» بوده، اما در گذر زمان به صورت یک قید یا حرف برای بیان شباهت و تصور درآمده است. هنگامی که می‌گويیم «گویی آسمان به زمین آمده است»، منظور این نیست که واقعاً چنین اتفاقی افتاده، بلکه می‌خواهیم شدت یا عظمت یک صحنه را به شکلی زیبا و تأثیرگذار بیان کنیم. این واژه بیشتر در شعر، ادبیات و نوشته‌های رسمی دیده می‌شود و به سخن، زیبایی، لطافت و قدرت تصویرسازی بیشتری می‌بخشد. این واژه در بسیاری از موارد با کلماتی مانند «انگار»، «گویا» و «چنان‌که» هم‌معنا است، هرچند «گویی» معمولاً حالتی ادبی‌تر و شاعرانه‌تر دارد. برای نمونه، در جمله «گویی زمان از حرکت ایستاده است»، گوینده احساس خود را درباره سکون و آرامش یک لحظه به شکلی هنرمندانه بیان می‌کند. همچنین این واژه می‌تواند برای بیان تردید یا حدس نیز به کار رود، بدون آنکه گوینده بخواهد موضوعی را با قطعیت تأیید کند. در متون کلاسیک فارسی، شاعران و نویسندگان بزرگی بارها از این واژه برای خلق تصاویر ذهنی زیبا و تأثیرگذار استفاده کرده‌اند. بنابراین، این کلمه واژه‌ای است که برای بیان تشبیه، تصور، احتمال یا شباهت به کار می‌رود و به سخن حالتی ادبی، ظریف و خیال‌انگیز می‌بخشد.

لغت نامه دهخدا

گویی. ( ص نسبی ) منسوب به گوی. به شکل گوی. چون گوی. از گوی، یعنی مدور. مانند گوی. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). گرد. ( ناظم الاطباء ). کروی: سراسر سپهران گویی، و ویژه و پاکند و مرده نمیشوند و همیشه گردنده اند. ( نامه ٔشت مهاباد از انجمن آرا ). || ( ق ) به معنی گوییا و گویا و گوئیا نیز آمده است. ( انجمن آرا ) ( فرهنگ شعوری ) مانا. همانا. پنداری. ظاهراً. علی الظاهر.مثل این که. رجوع به گویا و گوییا شود:
آن آتشی که گویی نخلی ببار باشد
اصلش ز نور باشد فرعش ز نار باشد.منوچهری.خمارین نرگسش در فتنه جویی
میان خواب و بیداریست گویی.امیرخسرو ( از فرهنگ شعوری ).صاحب دیوان ما گویی نمیداند حساب
کاندر این طغرانشان حسبة نیست.حافظ.درهم شکسته ای دل چون آبگینه ام
گویی مگر که سد سکندر شکسته ای.باقرکاشی ( از آنندراج ).- امثال:
گویی از دهان گاو بیرون آمده؛ برای شخص متکبر و متفرعن گویند.
گویی پی آتش آمده است؛ کسی که شتاب دارد و عجله میکند.
گویی سر آورده است؛ کنایه از حمل چیزی بی بها است، با شتاب نمودن در حمل آن.
|| ( حامص ) این کلمه باکلمه های دیگر ترکیب گردد و معانی خاصی دهد و اینک برخی از آن ترکیبات: آفرین گویی. آمین گویی. اخترگویی. اذان گویی. اغراق گویی. افسانه گویی. اندرزگویی. ایارده گویی. بدگویی. بذله گویی. بسیارگویی. بلندگویی. بیهوده گویی. پاکیزه گویی. پراکنده گویی. پرگویی. پندگویی. پسندیده گویی. پیشگویی. ترانه گویی. تندگویی. تهنأت گویی. ثناگویی. چامه گویی. چراگویی. چرب گویی. حق گویی. خام گویی. خوشگویی. دعاگویی. دروغ گویی. دورگویی. راست گویی. راه گویی. رک گویی. ره گویی. زشتگویی. زورگویی. ستایش گویی. سخت گویی. سخن گویی. سردگویی. سرودگویی. شکرگویی. صواب گویی. طالعگویی. عذرگویی. عیب گویی. غلطگویی.غلنبه گویی. غیب گویی. فال گویی. قصه گویی. کژگویی. کلفت گویی. کم گویی. گرم گویی. گزاف گویی. لیچارگویی. لطیفه گویی. متلک گویی. مثل گویی. مجازگویی. مدح گویی. مذمت گویی. مرثیه گویی. مرحباگویی. مزاج گویی. مزاح گویی. مزیدگویی. مسئله گویی. مصلحت گویی. مضمون گویی. مناسبت گویی.نادره گویی. نادیده گویی. نرم گویی. نصیحت گویی. نغزگویی. نکته گویی. نکوگویی. نوش گویی. هجاگویی. هذیان گویی.هرزه گویی. هزل گویی. یافه گویی. یاوه گویی. در تمام این ترکیبات رجوع به ردیف خود کلمه شود.

فرهنگ معین

(ق. ) قید شک و تردید. به معنی گویا، پنداری.

فرهنگ عمید

پنداری، مانند اینکه: سیب گویی وداع یاران کرد / روی از این نیمه سرخ و ز آن سو زرد (سعدی: ۱۴۲ ).

فرهنگ فارسی

۱ - ( فعل ) دوم شخص مفرد مضارع از گفتن. ۲ - قید شک وتردید وظن گوییا پنداری: خورشید و نور صبح بچشمم چنان نمود گویی بشست یار رخ خود بخون من. ( پیغوملک ) یا تو گویی. ۱ - دوم شخص مفرد مضارع از گفتن. ۲ - قید شک و تردید. ۳ - در ترکیب بمعنی گفتن آید: آفرین گویی اغراق گویی پر گویی دعا گویی لطیفه گویی.

جمله سازی با گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاد من گویی برفت از یاد او بی وفایی پیشه کرد آن گل عذار

💡 تو راکام شیرین، مرا باده تلخ؛ تو از غره گویی سخن من ز سلخ!

💡 چو ویس دلبر از رامین جدا ماند تو گویی در دهان اژدها ماند

فاتخذوه یعنی چه؟
فاتخذوه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز