خدام
مترادفها
خدمتکاران، غلامان، بندگان
متضادها
ارباب، مالک
لغت نامه دهخدا
خدام. [ خ ُدْ دا ] ( ع ص،اِ ) ج ِ خادم. ( غیاث اللغات )، خَدَمَه. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از معجم الوسیط ) ( از قاموس ). خادمان. چاکران. خدمتگاران. ( از آنندراج ):
ای بس ملکان را که او فروخورد
با ملکت و با چاکران و خدام.ناصرخسرو.ببزمگاه تو شاهان و خسروان خدام
برزمگاه توخانان و ایلکان حجاب.مسعودسعد.
خدام. [ خ ِ ]( ع اِ ) ج ِ خَدَمَه و خدمه، دوال سطبر تافته شده مانند حلقه که بر خرده گاه شتر بسته پاافزار شتر را بدان محکم کنند و حلقه قوم و پای برنجن و ساق را گویند. ( از آنندراج ). رجوع به خَدَمَه در این لغت نامه شود.
خدام. [ خ َدْ دا ] ( ع ص ) چابک و چالاک در خدمت. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از معجم الوسیط ).
فرهنگ معین
(خُ دّ ) [ ع. ] (ص. اِ. ) جِ خادم، خدمتکاران، خدمتگزاران.
فرهنگ عمید
= خادم
فرهنگ فارسی
جمع خادم
( صفت اسم ) جمع خادم خدمتکاران خدمتگزاران.
چابک و چالاک در خدمت
ویکی واژه
جِ خادم؛ خدمتکاران، خدمتگزاران.
جمله سازی با خدام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امید هست خدامهربان شود صائب طبیب اگر به من خسته سرگران باشد
💡 بهنیا در سال ۱۳۱۵ به ایران برگشت و در وزارت راه استخدام و مأمور راهسازی در خوزستان شد. در سال ۱۳۲۱ رئیس راه مرکز و جنوب شد و تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران را با رتبه دانشیاری آغاز کرد. پس از پنج سال به رتبه استادی رسید.
💡 یک ماه پس از آغاز بنای دارالفنون در ۱۲۶۶ه.ق امیرکبیر به (جان داودخان) ارمنی یا داوید داویدیان، مأموریت داد به کشور اتریش و پروس برود و معلمانی برای تدریس در دارالفنون استخدام کند.
💡 شرکتهای تولید فولاد نوکور، اساسایبی، تیسنکروپ و یواس استییل حضور پررنگی در آلاباما دارند و در حدود ۱۰۰۰۰ نفر را استخدام کردهاند.
💡 پس از اتمام تحصیل در مدرسهٔ دارالفنون، در سال ۱۲۹۷ ه.ق به استخدام دولت و به سمت یوزباشی کشیکخانهٔ همایونی انتخاب شد. یک سال بعد به مأموریت تبریز نزد پدرش فرستاده شد پس از فوت پدرش در سال ۱۲۹۹ ه.ق به تهران مراجعت نمود و به سمت قوللرآقاسیباشی (معاون کشیک خانه) گماشته شد.
💡 خدام تو هر یک چو کلیمند درین طور ای کعبه درین کوی چو من تیره گلیمی