لغت نامه دهخدا
پاافزار. [ اَ ] ( اِ مرکب ) پاپوش. کفش. خف. پافزار. پااَوزار.
پاافزار. [ اَ ] ( اِ مرکب ) پاپوش. کفش. خف. پافزار. پااَوزار.
(اَ ) (اِمر. ) کفش، پاپوش.
کفش، پاپوش، پایدان: با تو رضوان نهاده پیش بهشت / چند کرت عصا و پاافزار (انوری: ۱۸۳ ).
کفش، پاپوش، پای افزار، پاافزارویااوزار
( اسم ) جوبی بانداز. نعلین که جولاهگان بهنگام بافندگی پای در آن گذارند و بر دارند پاافشار پالوح پای اوژاره.
پاپوش کفش
کفش؛ پاپوش.
💡 داشت در پای یکی پاافزار زشت و سنگین و بد و ناهموار