پاافزار

لغت نامه دهخدا

پاافزار. [ اَ ] ( اِ مرکب ) پاپوش. کفش. خف. پافزار. پااَوزار.

فرهنگ معین

(اَ ) (اِمر. ) کفش، پاپوش.

فرهنگ عمید

کفش، پاپوش، پایدان: با تو رضوان نهاده پیش بهشت / چند کرت عصا و پاافزار (انوری: ۱۸۳ ).

فرهنگ فارسی

کفش، پاپوش، پای افزار، پاافزارویااوزار
( اسم ) جوبی بانداز. نعلین که جولاهگان بهنگام بافندگی پای در آن گذارند و بر دارند پاافشار پالوح پای اوژاره.
پاپوش کفش

ویکی واژه

کفش؛ پاپوش.

جمله سازی با پاافزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داشت در پای یکی پاافزار زشت و سنگین و بد و ناهموار

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز