لغت نامه دهخدا
خاورشناس. [ وَ ش ِ ] ( نف مرکب ) مستشرق، عارف بمعارف ملل شرق، دانا بفرهنگ شرق.
خاورشناس. [ وَ ش ِ ] ( نف مرکب ) مستشرق، عارف بمعارف ملل شرق، دانا بفرهنگ شرق.
کسی که آشنا و دانا به اوضاع و احوال ملل مشرق زمین است، شرق شناس، مستشرق.
شرق شناس، مستشرق، آشنابه ملل مشرق زمین است
( صفت ) مستشرق شرق شناس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باختر مرکز و آغازگر زبان اوستایی و دین زرتشتی بود. بیشتر خاورشناسان محل فعالیت زرتشت را باختر (باخدی) میدانند.
💡 در سالهای اخیر، برخی از مقالات جفری تجدیدچاپ شدهاست. رودی پارت در کتاب قرآن، که حاوی مقالات قرآنی خاورشناسان است، مقاله «پیشرفت در مطالعه قرآن» وی را به چاپ رساندهاست. برخی از پژوهشهای وی نیز در کتاب خاستگاههای قرآن نوشته فردی با نام مستعار ابنوراق آمدهاست.
💡 اقدام فرانتس وپکه و شهرت کتاب «الفخری» خاورشناسان را متوجه اهمیت دستاوردهای کرجی کرد و ادولف هوخهایم، خاورشناس آلمانی، ترجمهٔ کتاب «الکافی فی الحساب» کرجی را در سه جلد کوچک بین سالهای ۱۸۷۸ و ۱۸۸۰ به زبان آلمانی منتشر ساخت.
💡 نخستین چاپ علمی-انتقادی از الکامل، میان سالهای ۱۸۷۶-۱۸۵۱ میلادی در ۱۲ جلد با ۲ جلد فهرست بدست کارلوس یوهانس تورنبرگ (خاورشناس شهیر سوئدی) در لیدن منتشر شد.
💡 آدریان رلاند (زاده ۱۷ ژوئیه ۱۶۷۶ در دیریپ هلند شمالی – مرگ ۵ فوریه ۱۷۱۸ در اوترخت) خاورشناس، نقشهنگار و واژهشناس برجسته هلندی بود. با وجود اینکه او هرگز هلند را ترک نکرد، کمکهای قابل توجهی به زبانشناسی و نقشهبرداری خاورمیانه و آسیا از جمله ایران، ژاپن و سرزمینهای مقدس کرد. او همچنین با نام آدریان ریلند، ریلانت و هادریانوس رلاندوس نیز شناخته میشود.