لغت نامه دهخدا
خامس. [ م ِ ] ( ع عدد ص، اِ ) پنجم. ( اشتنگاس ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
- خامس آل عبا؛ لقبی است که به حسین بن علی ( ع ) امام سوم شیعیان میدهند.
خامس. [ م ِ ] ( ع عدد ص، اِ ) پنجم. ( اشتنگاس ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
- خامس آل عبا؛ لقبی است که به حسین بن علی ( ع ) امام سوم شیعیان میدهند.
پنجم، پنجمین.
* خامس آل عبا: لقب حسین بن علی، امام سوم شیعیان.
پنجم، خامس آل عبا:حضرت حسین بن علی امام سوم
( صفت ) پنجم.
پنجم.یا خامس آل عبا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتمش مدّت عمریست که تا سوخته ام در غمت، گفت که اندیشه ی خامست امشب
💡 یغما میگفت که در این سالها بیشترین جفا را از اهل مدرسه و دانشگاه دیده است. گویا هنگامی که از کار خشت و گل به خانه بازمیگشته، جوانان و خامسران، او را با سنگ و میوههای پوسیده میزدهاند و دشنام میدادهاند.
💡 خون جای اشک، اهل ولا ریزد از دو عین اندر عزای خامس آل عبا حسین
💡 خامسا در قعر دریا آتشی افروختن وز شرارش آسمان را با زمین کردن لحیم
💡 در عشق تو مشتاقان پختند بسی سودا اما نکند سودی چون نزد تو خامست این
💡 فطیر عقل تو خامست بی حرارت عشقش برو بسوز که خامی، برو بپز که خمیری