حل کردن

فرهنگ معین

(حَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - گشودن. ۲ - آمیختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - گشودن ( عقده مشکل ) باز کردن. ۲ - مخلوط کردن چیزی با مانع. ۳ - گداختن ذوب کردن.

ویکی واژه

risolvere
sciogliere
گشودن.
آمیختن.

جمله سازی با حل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داروهای ضد انعقاد به سوی حل کردن لخته و جلوگیری از ایجاد دوباره آن. سطح داروهای ضد انعقاد باید به گونه مرتب اندازه‌گیری شود تا اطمینان حاصل شود سطح آن‌ها در اندازه دلخواه و بی‌خطر است.

💡 نویسنده کتاب سیدعبدالحسین شرف‌الدین موسوی عاملی است. وی از مجتهدان شیعه لبنانی و عالمان مدافع تقریب مذاهب بود؛ که تلاش بسیاری برای وحدت شیعه و سنی و حل کردن ریشه‌های اختلاف آنان انجام داد. وی این کتاب را زمانی که حدود ۸۵ سال داشت نوشت.

💡 مسیحیان با پذیرش ایمان انجیل به گناهی غیرطبیعی و غیرقابل بخشش متحمل شدند. آنها پیوندهای مقدس عرف و تعلیم و تربیت را منحل کردند، نهادهای مذهبی کشورشان را زیر پا گذاشتند، و با گستاخی هر آنچه را که پدرانشان آن را درست می‌دانستند یا مقدس می‌دانستند، تحقیر می‌کردند.

💡 بحل کردن چه خواهی چون کشی ما را کسی بر تو ندارد حکم، هم خود می‌کش و هم خود بحل می‌کن

💡 ابتدا جسد الکسی و سپس جسد تزار و سپس بقیه به داخل چاله‌ای پرتاب شد و دوباره از اسید سولفوریک برای حل کردن اجساد استفاده شد، صورت اجساد نیز با قنداق تفنگ خرد شده و با آهک پوشیده شد و دفن در ساعت ۶ صبح روز ۱۹ ژوئیه به پایان رسید.

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز