حدفاصل
مترادفها
فاصله، مرز
متضادها
مماس، پیوستگی
لغت نامه دهخدا
حد فاصل. [ ح َدْدِ ص ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مرز بین دو چیز اعم از محسوس و معقول. میان دو چیز: طور؛ حد فاصل میان دو چیز. طخوم؛ حد فاصل میان دو زمین. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
میان دو چیز
جمله سازی با حدفاصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به تغییرات جمعیتی حدفاصل سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵، رشد جمعیت روستا ۱/۲ درصد میباشد.
💡 منطقهٔ اُوباد: حدفاصل ۲۰ کیلومتری اشکنان-لامرد واقع در روستای کَرِزا که دارای آب گرم همراه با گوگرد بوده که روزانه تعداد زیادی از هموطنان برای تفریح و درمان بیماریهای عضلانی-مفصلی خود به این منطقه سفر میکنند.
💡 این برکه، در مرکز شهر جویم، حدفاصل کاروانسرای صفی قلی و رضاقلی خان، واقع شده و احتیاج به رسیدگی و تعمیرات جزئی دارد.
💡 این مکان دیدنی در حدفاصل روستاهای مصرآباد و ارتش آباد قرار دارد و یکی از مقاصد طبیعتگردی آبگرم به شمار میرود.
💡 ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ کریستیانو رونالدو، ستاره پرتغالی تیم النصر عربستان، همراه با سایر اعضای این تیم با پروازی اختصاصی، ریاض را ترک کرد و وارد تهران شد. در حدفاصل فرودگاه تا هتل اسپیناس پالاس تهران، هزاران نفر تلاش کردند از خط موانع و محافظان عبور کنند تا به نزدیکی رونالدو برسند.
💡 در ۱۸ تیر ۱۳۹۹ فردی به نام مرتضی جمالی به جرم نوشیدن الکل در زندان وکیلآباد مشهد اعدام شد، وی دارای دو فرزند و ۵۵ ساله بودهاست. اداره کل دادگستری استان خراسان رضوی روز جمعه ۲۰ تیر از این اعدام تحت عنوان اینکه این فرد حدفاصل سالهای ۸۶ تا ۹۷، بارها به اتهام نوشیدن و نگهداری مشروب بازداشت شده، دفاع کرد.