جیز

لغت نامه دهخدا

جیز. [ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ جیزة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جیزة شود.
جیز. ( ع اِ ) ج ِ جیزة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جیزة شود. || قبر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || کرانه وادی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جیز. ( اِ صوت ) در تداول عوام، کلمه ای که بدان کودکان رااز نزدیک شدن به آتش ترسانند. آتش در زبان اطفال.
- جیز شدن؛ سوختن در زبان اطفال.
- جیز کردن؛ سوزاندن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) طرف جانب سوی.
در تداول عوام کلمه که بدان کودکان را از نزدیک شدن به آتش ترسانند.

جمله سازی با جیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر آنکه رخت به رضوان‌کشد ز درگه تو چنان بودکه به بتخانه رو نهد ز حجیز

💡 گفت: آیم. درآمدیم و پارة نان خشک آوردم. پس بخوردیم. گفت: جیزی که پیش درویشان آری، چنین باید.

💡 نه‌ره‌م که‌ر به لوطف به مووسای عیمران! ئیعجاز به‌یضا و موعجیزه‌ی ثوعبان!

💡 شهر الحوامدیه (به عربی: الحوامدیة) در استان جیزه در کشور مصر واقع شده‌است. جمعیت این شهر ۱۱۳٫۱۲۸ نفر است.

💡 از بازیگران آن می‌توان به نری مارکوره، ساندرا میلو، جولیو بوزتی، ونسا اینکنترادا، جیزلا مارنگو، نینو دآنجلو و جانکارلو جانینی اشاره کرد.

💡 تا خود کجا رسد به قیامت نماز من من روی در تو و همه کس روی در حجیز

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز