لغت نامه دهخدا
جهنمی. [ ج َ هََن ْ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به جهنم. || بد و ظالمانه: این اندیشه جهنمی.
جهنمی. [ ج َ هََن ْ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به جهنم. || بد و ظالمانه: این اندیشه جهنمی.
منسوب به جهنم یا بد و ظالمانه
💡 بر اساس کیهان شناسی جین، هفت سطح ناراکا یا جهنم وجود دارد. اینها بیشتر به 8،400،000 مکان جهنمی دیگر تقسیم می شوند.
💡 چون کوثری و سینهٔ سوزان تراست جای کوثر به جنتست و تو اندر جهنمی
💡 و فی روایة اخری: «یخرج قوم من امتی من النّار بشفاعتی یسمّون الجهنمیین»
💡 از فیلمهایی که در آن نقش داشته میتوان به گور لیژیا، کلئوپاتراها و قایقهای جهنمی اشاره کرد.
💡 و قال (ص): «یخرج قوم من النّار بعد ما یصیبهم منها سفع فیدخلون الجنة فیسمیهم اهل الجنة الجهنمیین»
💡 گر بی تو در بهشت برندم، زنم ز آه آتش در آن بهشت که گردد جهنمی