کوثری

لغت نامه دهخدا

کوثری. [ ک َ ث َ ] ( اِخ ) از شعرای بخارا بوده و در هرات درگذشت. این مطلع از او است:
در خیال پسته خندان آن بادام چشم
چشمه خونی است چشم ما که دارد نام چشم.( ترجمه مجالس النفایس ص 45 ).
کوثری. [ ک َ ث َ ] ( اِخ ) شاعری خوش طبع و وسیعمشرب است. این رباعی از او است:
با خلق زمانه کوثری راز مگو
این راز بر مردم غماز مگو
دانی دهن کوه چرا پرسنگ است
یعنی که هر آنچه بشنوی بازمگو.( از تذکره نصرآبادی ص 320 ).
کوثری. [ ک َ ث َ ] ( اِخ ) از شعرای اردبیل است. صوفی وش و درویش نهاد بود و مذهب نقطوی داشت و پیروان محمود وی را خلیفه می خواندند. این بیت از اوست:
تو چنان جفاپسندی که اگر خدنگ نازت
سوی دل گشاد یابد به کرشمه بازداری.
( از ترجمه تذکره مجمعالخواص خیام پور ).

ویکی واژه

نام خانوادگی ایرانی

جمله سازی با کوثری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر به فردوسی از حریم وصل نگشانی دری پیش هر حوری ز آب دیده باشد کوثری

💡 چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا

💡 آب از تو غرق خوی شد وآتش ز شرم سوخت رونق فزای رسته نیران وکوثری

💡 گفت پیش آی و بنوش ومحرم اسرار باش بی نیازم کرد الحق از شراب کوثری

💡 مجلس خاص بایدم گرچه بود سوی عدم شربت عام کم خورم گرچه بود ز کوثری

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز