فرهنگ معین
(جَ دَ ) (مص ل. ) نبرد کردن، رزم کردن.
(جَ دَ ) (مص ل. ) نبرد کردن، رزم کردن.
جنگ کردن، نبرد کردن.
جنگ کردن، نبردکردن، جنگ کننده
( مصدر ) ( جنگید جنگد خواهد جنگید بجنگ جنگنده جنگیده ) جنگ کردن رزم کردن پیکارکردن.
در یک جنگ یا نبرد در برابر کسی شرکت داشتن. نبرد کردن، رزم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدلا ولارده پرز دختر یکی از اهالی ثروتمند سیوداد خوارس بود و در سنین جوانی به تحصیل در رشته پزشکی جذب شد. در سال ۱۹۱۵، به انجمن مکزیکی صلیب سفید پیوست. او خالق گروه انقلابی سولدادراس (سربازان زن) بود. اینها زنانی بودند که در صحنه نبرد به مداوای سربازان مجروح میپرداختند، حتی برخی از آنها اسلحه به دست گرفته و جنگیدند.
💡 در مورد جنگ تا امروز ما با کسی جز برای دفاع از جان و ناموس خود نجنگیدیم، آنها در منطقه ما به سراغ ما آمدند و در جنگ با ما از هیچ کوششی دریغ نکردند و ما فقط برای انتقام با برخی از آنها شروع به جنگ کردیم. به خاطر تجاوز مداوم آنها، [کیفر بدی، شری مانند آن است] (۴۲:۴۰)... آنها کسانی هستند که ما را کافر اعلام کردند و با ما جنگیدند.
💡 از می کوثر و مستی عجب اندر عجب است خاصه جنگیدن و رنجیدن و رفتن زجنان
💡 پدران ما تا اسلام را نمیشناختند در برابر آن جنگیدند و چون شناختند در راه آن جنگیدند.