تواجد به معنای حضور و وجود در یک مکان یا زمان مشخص است. این مفهوم به ما این امکان را میدهد که درک کنیم چگونه افراد و اشیاء در یک فضا یا وضعیت خاص قرار دارند. نه تنها به معنای فیزیکی بودن در یک مکان، بلکه شامل جنبههای اجتماعی و فرهنگی نیز میشود. به عبارت دیگر، وقتی از این واژه صحبت میکنیم، به نوعی از تعاملات انسانی و روابط اجتماعی نیز اشاره داریم که در آن افراد در کنار یکدیگر قرار میگیرند و تجربیات مشترکی را به اشتراک میگذارند. این مفهوم در زمینههای مختلفی مانند جامعهشناسی، روانشناسی و حتی فلسفه مورد بررسی قرار میگیرد. در واقع، تواجد به ما کمک میکند تا روابط و تعاملات را بهتر درک کنیم و به تحلیل رفتارهای انسانی بپردازیم. در دنیای امروز، با توجه به گسترش فناوری و ارتباطات دیجیتال، تواجد به معنای حضور در فضای مجازی نیز اهمیت پیدا کرده است و افراد به صورت آنلاین نیز میتوانند در فعالیتها و اجتماعهای مختلف شرکت کنند. این تحول در مفهوم تواجد، ابعاد جدیدی از همکاری و مشارکت را به همراه دارد که نیازمند توجه و بررسی دقیقتری است.
تواجد
لغت نامه دهخدا
تواجد. [ ت َ ج ُ ] ( ع مص ) جُستن و یافتن. ( آنندراج ). || وجد خواستن به تکلف. اظهار وجد کردن بدون بودن آن. ( از تعریفات جرجانی ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ جُ ) [ ع. ] (مص ل. ) شور نمودن، وجد کردن
فرهنگ عمید
۱. (تصوف ) طلب یا اظهار وجد کردن از روی تکلف.
۲. [قدیمی] اظهار وجد و شادمانی کردن، شور و وجد کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شور نمودن وجد کردن.
جستن و یافتن. و جد خواستن بدون بودن آن.
دانشنامه آزاد فارسی
تَواجُد
(در لغت به معنی جُستن و یافتن و اظهار وجدکردن به تکلّف) در اصطلاح عرفا، تظاهر سالک مبتدی به وجد واقعی در مجالس سماع را تواجد گویند. تواجد بر دو گونه است: در گونه اول هیچ گونه شور و حال واقعی در دل و جان سالک پدید نمی آید و او صرفاًَ برای خودنمایی این حالات را برخود می بندد، این نوع تواجد امری مذموم است. اما در گونه دوم، سالک واقعاً برای رسیدن به وجد می کوشد و تواجد را صرفاًَ مرحله ای مقدماتی می داند که او را آماده پذیرش وجد می کند و البته تا رسیدن به مرتبه شور و حال واقعی، حالت وجد را از خود بروز نمی دهد و در اظهار آن نمی کوشد. این گونه تواجد امری ممدوح است.
ویکی واژه
شور نمودن، وجد کردن