تنویر

کلمه تنویر در زبان فارسی به معنای روشن کردن یا نورانی کردن است، این واژه از ریشه عربی نور به معنای روشنی گرفته شده است. این مفهوم به طور خاص به فرآیند روشن کردن یا آشکار کردن چیزی اشاره دارد و می‌تواند به معنای فیزیکی (مثل روشن کردن یک اتاق) یا معنوی (مثل روشن کردن ذهن یا آگاهی) به کار رود.

کاربرد در ادبیات:

در ادبیات فارسی، واژه تنویر می‌تواند به معنای روشن کردن افکار یا احساسات باشد. شاعران و نویسندگان ممکن است از این واژه برای توصیف روشنی در دل یا ذهن شخصیت‌ها استفاده کنند.

کاربرد در فلسفه:

در فلسفه، این اصطلاح می‌تواند به معنای روشن کردن مفاهیم پیچیده یا ایده‌های عمیق باشد. به عنوان مثال، فلسفه می‌تواند به تنویر افکار و باورهای انسان‌ها کمک کند.

کاربرد اجتماعی و فرهنگی:

این مفهوم در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی، می‌تواند به معنای ارتقاء آگاهی و دانش عمومی باشد. برای مثال، برنامه‌های آموزشی و فرهنگی می‌توانند به تنویر جامعه کمک کنند.

کاربرد در علوم:

در علوم، به ویژه در فیزیک و نورشناسی، این اصطلاح به فرآیندهایی اشاره دارد که در آن‌ها نور به کار می‌رود تا اطلاعات یا ویژگی‌های خاصی از یک جسم یا محیط را نمایان کند.

لغت نامه دهخدا

تنویر. [ ت َن ْ ] ( ع مص ) روشن کردن و روشن شدن.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). روشن کردن. ( دهار ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). روشن گردیدن و روشن کردن ( لازم و متعدی است ). ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آمیخته و مشتبه گردانیدن کار را بر کسی یا کردن فعل نوره ساحره با کسی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سحر کردن مانند زن جادوگر که نام وی نوره بود و چون کسی جادو می کند گویند: قد نور. و از اینجاست که می گویند: نور فلان علی فلان؛ یعنی آمیخته و مشتبه گردانید فلان بر فلان، کار وی را. ( ناظم الاطباء ). ازهری گوید که این کلمه عربی صحیح نیست. ( از اقرب الموارد ). || روشن شدن صبح. || دانه پیدا شدن در خرما. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شکوفه بیاوردن درخت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). گل کردن درخت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دست به سوزن آژدن و نیل بر آن ریختن تا نشان ماند. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). سوزن به دست فروبردن و سپس دوده پیه بر آن ریختن. ( از اقرب الموارد ). || رسیدن کشت. || دور داشتن زن را از تهمت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نماز به روشنی صبح کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ).
تنویر. [ ت َن ْ ] ( از ع، مص ) استعمال نوره جهت ستردن مویها. ( ناظم الاطباء ). نوره کشیدن. واجبی کشیدن. || ( اِ ) نوره. واجبی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) روشن کردن.
( ~. ) [ ازع. ] ۱ - (مص م. ) نوره کشیدن، واجبی کشیدن. ۲ - (اِ. ) واجبی، نوره.

فرهنگ عمید

روشن کردن، درخشان کردن.

فرهنگ فارسی

روشن کردن، درخشان کردن
۱ -( مصدر ) نوره کشیدن واجبی کشیدن. ۲- ( اسم ) نوره واجبی. توضیح به این معنی در عربی (( تنور ) ) مستعمل است.
ماخوذ از تازی استعمال نوره جهت ستردن موی ها. واجبی کشیدن.

دانشنامه آزاد فارسی

تنویر (التنویر). تَنویر (التَّنویر)
(یا: تفسیرالفاظ اهل صناعةالطّلب) تألیف ابومنصور حسن بن نوح قمری بخاری، کتابی به فارسی، در ترجمه و تفسیر اصطلاحات پزشکی. مؤلف، این کتاب را به عربی نیز نوشته است. التنویر به کوشش و تصحیح محمدکاظم امام به چاپ رسیده است (تهران، ۱۳۵۲ش).

ویکی واژه

روشن کردن.
نوره کشیدن، واجبی کشیدن.
واجبی، نوره.

جملاتی از کلمه تنویر

تفاسیر سنی همچون تفسیر ابن عربی، التحریر و التنویر، تفسیر القرآن العظیم، پیرامون آیه اینگونه توضیح داده‌اند که در آیه اشاره به تساوی بین افراد و عدم تفاوت از نظر قوم و قبیله و نژاد و معیار برتری تقوا، وجوب اصلاح بین برادران دینی برادری مؤمنان در دین شده‌است.
وانگه پی تنویر شبستان شقاوت از تیر جفا، سینهٔ ما پنجره کردند
وزارت کشور اعلام کرد جهت تنویر افکار عموم و برای اولین بار در سی سال گذشته آرا را به تفکیک شعب اخذ رأی منتشر می‌کند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم