لغت نامه دهخدا
تنبیه کردن. [ تَم ْ ک َ دَ] ( مص مرکب ) چوب زدن و کتک زدن و سیاست کردن. ( ناظم الاطباء ). || آگاه کردن. ( ناظم الاطباء ).
- تنبیه و تأکید کردن؛ باربار و بسختی نصیحت کردن. ( ناظم الاطباء ).
تنبیه کردن. [ تَم ْ ک َ دَ] ( مص مرکب ) چوب زدن و کتک زدن و سیاست کردن. ( ناظم الاطباء ). || آگاه کردن. ( ناظم الاطباء ).
- تنبیه و تأکید کردن؛ باربار و بسختی نصیحت کردن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ۱- بیدار کردنهوشیار ساختن. ۲ - آگاه کردن. ۳ - گوشمال دادن مجازات کردن.
punire
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در برخی از فرهنگها، تنبیه کردن زنان، توسط مرد خانواده یا شوهر وجود دارد و در برخی موارد از رسمهای رایج است. این نوع تنبیه که از آن به عنوان خشونتهای خانگی هم یاد میشود به خاطر افزونی قدرت فیزیکی مرد نسبت به زن یا اینکه بهطور سنتی مرد رئیس خانواده است بر روی زنان نسبت به مردان بیشتر صورت میگیرد. همچنین درکونی زدن در بخشی از بازیهای جنسی برای برانگیختن شهوت و تحریک جنسی نیز به روشهای مختلف به کار میرود.
💡 «در آن موقع چاروادارهای همدانی که زیر توپخانه دولت امپراطوری روس بودند، میرفتند در دهات و صدمات زیاری به مردم میزدند و چه مالهایی را که از آن دهات میآوردند به شهر و توی انبارهای جو و کاه قشون روس مخفی میکردند و میفروختند. بنده بودم که دادم آن انبارها را باز کردند و تمام انبارها را ریختند بیرون و تمام مال مردم را به صاحبانش دادم و در توی چهار سوی عراق چاروادارهای همدانی را دادم بستند به سهپایه و تنبیه کردند».