تغییر دادن
مترادفها
دگرگون کردن، عوض کردن، تبدیل کردن، اصلاح کردن
متضادها
ثابت نگه داشتن، حفظ کردن
لغت نامه دهخدا
تغییر دادن. [ ت َغ ْ دَ ] ( مص مرکب ) گردانیدن. از حالی به حالی دیگر برگردانیدن. دگرگون ساختن:
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را.حافظ.چشم شوخش را از این پس فتنه میخوانیم ما
هرکه بر بیمار شد تغییر نامش میدهند.تأثیر ( از آنندراج ).و رجوع به تغییر و دیگر ترکیبهای آن شود
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دیگرگون ساختن از حالی بحال دیگر در آوردن.
ویکی واژه
modificare
variare
جمله سازی با تغییر دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اما بر اصل میل قلبی به زوال نعمت از غیر، معصیتی متربت نمی شود، زیرا که آن اغلب از تحت اختیار بیرون است و تغییر دادن طبع، و رسانیدن آن به مرتبه ای که نیکی و بدی کردن نسبت به او مساوی، و بلا و نعمت و رنج و راحت در نزد او یکسان باشد، کار هر کسی نیست و مرتبه ای نیست که هر کسی به آن تواند رسید.
💡 در مقایسه با سیاساس که برای افزودن و تغییر دادن سبک و استیل سندهای اچتیامال مورد استفاده قرار میگیرد، اکساسال را به منظورهای مشابه، ولی، این بار برای اسناد اکسامال بهکار میگیریم. بهزبان سادهتر، اسناد اکساسال دستورالعملهای لازم جهت چگونگی و نحوهٔ ارائهٔ دادههای اکسامال را به برنامههای کامپیوتری میدهند.
💡 به عنوان رئیس کشور، هیتلر به فرمانده کل قوا تبدیل شد. بلافاصله بعد از مرگ هیندنبورگ، بنا به پیشنهاد فرمانده رایشسور، سوگند وفاداری مرسوم نیروهای مسلح نه به شخص دارای جایگاه فرماندهی کل قوا (مقامی که بعداً نامش را به فرمانده عالی تغییر دادند)، بلکه به شخص هیتلر و با ذکر نام او ادا شد. در ۱۹ اوت، ادغام دو منصب ریاست جمهوری و صدارت عظمی در یک همهپرسی و با ۸۹٫۹۳ درصد رای موافق تأیید شد.
💡 یکی از استفادههای اصلی تک پایهها، تحمل وزن دوربین و لنز است. این مسئله زمانی کاربرد دارد که قرار باشد مدت عکاسی طولانی شود و نیاز به تغییر دادن دائمی دوربین نیز وجود داشته باشد.
💡 روستای شاهآباد که پس از انقلاب اسلامی نامش را به اسلامآباد تغییر دادند، در دهستان قنوات بخش مرکزی شهرستان قم استان قم ایران است.