تجزی در لغت به معنای جزء جزء شدن و قابلیت تجزیهپذیری است. این واژه که در میان فقها بهصورت «تجزّی» با یاء مشهور شده، ریشه اصلی آن در اصل «تجزؤ» با همزه بوده است. فرهنگ نظام بر معنای لغوی آن تأکید داشته و خیامپور نیز به کاربرد رایج آن در میان فقها اشاره کرده است. در اصطلاح علم اصول فقه، «تجزّی در اجتهاد» به معنای آن است که شخص در یک یا چند باب از ابواب فقه به درجهای از اجتهاد دست یافته باشد، بدون آنکه در تمامی ابواب فقه به این مرتبه نائل آمده باشد. به چنین شخصی «متجزّی» اطلاق میگردد. این مسئله از دیرباز میان اصولیان محل گفتوگو و اختلاف نظر بوده است.
بر فرض پذیرش امکان تجزّی، فرد متجزّی میتواند در مسائلی که در آنها مجتهد شده است، بر اساس علم و نظر خود عمل کند. اما در دیگر مسائل فقهی که در آنها به درجه اجتهاد نرسیده، ناگزیر از تقلید از مجتهد جامعالشرایط خواهد بود. به این ترتیب، تجزّی هرچند اجتهاد را بهصورت محدود و ناقص میپذیرد، اما شخص را در محدودهای خاص از تقلید بینیاز میسازد.