بی‌پدر

مترادف‌ها

یتیم

متضادها

پدردار

ویکی واژه

کس که هنگام تولد یا قبل از تولد پدرش را از دست داده باشد. یتیم.
(توهین‌آمیز): ترجیحاً بی‌اصل و نسب، بچه سر راهی یا بدون هویت. بدو گفت نزد منوچهر شو/ بگویش که ای بی‌پدر شاه نو «فردوسی»

جمله سازی با بی‌پدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لیف گرت در نقش شخصیت اصلی فیلم در نقش جانی، بچه‌ای بی‌پدر که هفت‌تیرکشِ ارشاد شده را به شهر می‌آورد، را بازی می‌کند.

💡 ز بعد از من برادرها نمایند از تو غمخواری مخور غم گر شوی از کشتن من بی‌پدر زینب

💡 بی‌پدر طفلی به چنگ آورده‌ام کز روی او صدهزاران بوسه گر خواهی دهد بی ترس‌ و بیم

💡 مادر دهر اگر مثل تو دختر زاید بی‌پدر باشم اگر حرمت مادر نکنم

💡 تو نخل ماتم باغ فراغ را ثمری نیست ز بعد من به یتیمان بی‌پدر پدری

💡 همان مهد مسیحا دم نگر کو بی‌پدر چون بد حکیمی گوید این معنی طلب کن تا که را یابی

💡 در برخی از جوامع سنتی، کودکانی که به صورت بی‌پدر بزرگ می‌شوند، با چالش‌های اجتماعی و روانی بسیار دشواری در مسیر تحصیل و اشتغال مواجه می‌گردند.

💡 داستان‌های کلاسیک بسیاری از اوقات بر زندگی پر فراز و نشیب شخصیت‌های بی‌پدر تمرکز می‌کنند تا قدرت اراده و استقلال آن‌ها را به نمایش بگذارند.

💡 او با وجود اینکه کودکی بی‌پدر بود، اما با پشتکار فراوان توانست از میان فقر و سختی‌ها، به جایگاه علمی بسیار درخشانی در جامعه دست یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران