بیپروا
بیپروا به معنای انجام کارها بدون ترس و احتیاط است. این واژه به نوعی به شجاعت و جسارت در مواجهه با چالشها و خطرات اشاره دارد. افرادی که چنین عمل میکنند، معمولاً از محدودیتها و موانع نمیهراسند و با اعتماد به نفس به سوی اهداف خود گام برمیدارند. این ویژگی میتواند در بسیاری از حوزهها، از جمله کسبوکار، ورزش و زندگی روزمره، تأثیرگذار باشد. بیپروا بودن به معنای عدم توجه به عواقب نیست، بلکه نشاندهندهی اراده قوی و اشتیاق به موفقیت است. در برخی موارد، این رفتار میتواند منجر به نتایج مثبت و پیشرفتهای چشمگیر شود. اما باید توجه داشت که این حالت در برخی شرایط ممکن است خطرناک باشد و نیاز به ارزیابی دقیق وضعیت دارد. بنابراین، توازن میان شجاعت و احتیاط میتواند کلید موفقیت در مسیرهای مختلف باشد. بهطور کلی، این مفهوم میتواند به عنوان یک ویژگی مثبت در نظر گرفته شود، به شرطی که با درک درست از شرایط و پیامدها همراه باشد.
تعریف واژه به عنوان صفت
کلمهی بیپروا به عنوان صفت در فارسی به معنای فردی است که بدون ترس، واهمه یا نگرانی عمل میکند و از پیامدهای کارهای خود نمیترسد. این واژه از ترکیب «بی» به معنای «فاقد» و «پروا» به معنای «ترس، نگرانی یا احتیاط» تشکیل شده است. وقتی به عنوان صفت به کار میرود، نشاندهنده کسی است که جسور، شجاع یا گاهی بیملاحظه و بیاحتیاط است. بار معنایی آن میتواند مثبت باشد و شجاعت و دلیر بودن را نشان دهد یا منفی باشد و بیمبالاتی و نادیده گرفتن عواقب را نشان دهد. این صفت در موقعیتهای اجتماعی، اخلاقی یا عملی کاربرد دارد و تصویری از فردی ارائه میدهد که بدون واهمه و تردید به کارها میپردازد.
معادلهای انگلیسی واژه
معادلهای رایج انگلیسی برای این کلمه عبارتاند از: reckless, fearless, bold, daring, careless.
مترادفها
بیباک، جسور، بیمهابا
متضادها
محتاط، بااحتیاط، ترسیده
لغت نامه دهخدا
بی پروا. [ پ َرْ ] ( ص مرکب ) دلیر. شجاع. ناترس:
داد ما آن شوخ بی پروا نداد
بس که بی پرواست داد ما نداد.؟|| غافل. بی توجه. رجوع به پروا شود.
فرهنگ معین
(پَ ) (ص مر. ) بی باک، نترس.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بی باک بی ترس.
بی ترس، بی باک، بی قرارو آرام وسراسیمه
جمله سازی با بیپروا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسام انتقامت چند ماند در نیام آخر جهان شد سر به سر ویران از این قضات بیپروا
💡 عاقبت پیر خرابات ز بیپروایی ریخت پیش بط می سبحهٔ صد دانهٔ من
💡 در هجوم عاجزی آفت گوارا میشود میشمارد مرغ بیپرواز شهر تیغ را