لغت نامه دهخدا
بگند. [ ب َ گ َ ] ( اِ ) آشیان که جا ومقام مرغان است. ( برهان ). آشیان مرغان. ( ناظم الاطباء ). آشیان و آشیانه مرغ. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).
بگند. [ ب َ گ َ ] ( اِ ) آشیان که جا ومقام مرغان است. ( برهان ). آشیان مرغان. ( ناظم الاطباء ). آشیان و آشیانه مرغ. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).
آشیان که جا و مقام مرغان است. آشیان مرغان. آشیان و آشیان. مرغ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنانکه مغ بستوران برند بردندش بگندگی ستوران بجای آن غمدان
💡 محمدعلی بوق و تیز است ازیرا ز باد است ناطق بگند است مونس
💡 آب در گشتن است خوش چو گلاب چو نگردد بگندد از تف و تاب
💡 چو گلبن هر چه بگذاری بخندد چو خوردی گر شکر باشد بگندد
💡 بگندم تافت آدم را زره برد مگو گندم که آنخال سیه برد